ندای مسیح free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
"و گفت :اینک من تو را از آنچه در آخر غضب واقع خواهد شد اطلاع می دهم زیرا که انتها در زمان معیّن واقع خواهد شد"دانیال۱۹:۸
لطفا لحظه ای صبر کنید تا آدرس جدید به طور خودکار باز شود
http://nedayemasih.blogfa.com/
باب ۸ از کتاب جامعه یکی از قسمتهایی از کتابمقدس است که در مورد روش درست تفسیر کلام خدا و نیز آگاهی از وقتها و زمانها و شریعت و قانون خدا را میدهد.در واقع میخواهیم در این پست دو قسمت جامعه 1:8-8 و رساله ی اول تسالونیکیان باب5آیات1تا7 را با هم بررسی کنیم:
در جامعه باب۷آیه ی ۲۷ خدا در مورد روش تفسیر درست کتابمقدس به ما سخن میگوید و روش درست تفسیر را به ما بیان میکند.در انجا میخوانیم:
"جامعه میگوید که اینک چون این را با آن مقابله کردم تا نتیجه را دریابم این را دریافتم"جامعه 27:7
بسیار جاالب است که این درست همان چیزی است که خدا در رساله ی اول قرنتیان در مورد روش درست تفسیر کتابمقدس میگوید که میگوید"روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم"
"لیکن ما روح جهان را نیافته ایم،بلکه آن روح که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم.که انها را نیز بیان می کنیم نه به سخنان اموخته شده از حکمت انسان،بلکه به آنچه روح القدوس می اموزد و روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم.""اول قرنتیان2آیات12و13
به عبارتی دیگر برای تفسیر درست کتابمقدس میبایست آیات مشابه را با هم در کنار هم و در مقابل هم با هم منطبق سازیم.تا نتیجه ی درست را بیابیم.در واقع بایستی اجازه دهیم کتابمقدس خود را تفسیر کند و در این امر عقاید خود را دور بریزیم و روحانیها با روحانیها را با هم بسنجیم.
در باب ۸ از کتاب جامعه ایات ۱تا ۸ میخوانیم:
"کیست که مثل مرد حکیم باشد؟و کیست که تفسیر امر را بفهمد؟حکمت روی انسان را روشن می سازدو سختی چهره ی او تبدیل میشود.من تو را می گویم حکم پادشاه را نگاه دار،و این را به سبب سوگند خدا.شتاب نکن تا از حضور وی بروی و در امر بد جزم منما زیرا او هر چه میخواهد به عمل می اورد.جایی که سخن پادشاه است قوت است.و کیست که به او بگوید چه میکنی؟هر که حکم را نگاه دارد هیچ امر بد را نخواهد دید و دل مرد حکیم وقت و قانون را میداند.زیرا که برای هر مطلبی وقت و قانونی است چونکه شرارت انسان بر وی سنگین است،زیرا آنچه را که واقع خواهد شد او نمی داند ،و کیست که او را خبر دهد که چنین خواهد شد؟(8)کسی نیست که بر روح خود تسلط داشته باشد تا روح خود را نگاه دارد و کسی بر روز موت تسلط ندارد.و در وقت جنگ مرخصی نیست و شرارت صاحبش را نجات نمیدهد"1:8-8
و در رساله ی اول تسالونیکیان باب5آیات1تا7 میخوانیم:
"اما ای برادران،در خصوص وقتها و زمانها،احتیاج ندارید که به شما بنویسم.زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خدا چون دزد در شب می اید.زیرا هنگامی که می گویند سلامتی و امان است.آنگاه هلاکت ایشان ناگهان فرو خواهد گرفت،چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد.لیکن شما ای برادران،در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید،زیرا جمیع شما پسران روز هستید،از شب و ظلمت نیستیم.بنابراین مثل دیگران در خواب نرویم بلکه هوشیار و بیدار باشیم.زیرا خوابیدگان در شب می خوابند و مستان در شب مستمی گردند"رساله ی اول تسالونیکیان باب5آیات1تا7
به بررسی این دو قسمت پر معنا و مفهوم و مطابقت این دو قسمت با هم میپردازیم:
در باب هشتم از کتاب جامعه میخوانیم:
"کیست که مثل مرد حکیم باشد؟و کیست که تفسیر امر را بفهمد؟حکمت روی انسان را روشن می سازد و سختی چهره ی او تبدیل میشود"
مرد حکیم در کتابمقدس نمادی از تمام معتقدان راستین است. در واقع آنها از کتابمقدس که منبع حکمت الهی است به حکمت آسمانی و روحانی رسیده اند و مرد حکیم نامیده میشوند.
در ادامه کتابمقدس میگوید که چه کسی میتواند مانند مرد حکیم که نمادی از معتقدان راستین است،تفسیر کتابمقدس یا امر را بفهمد؟زیرا تنها به وسیله ی عمل نمودن به روش درست کتابمقدس است که میتوان تفسیر درست را فهمید.
حکمت در کتابمقدس نماد و نشانه ی کلام خدا یا همان کتابمقدس است،و تفسیر درست کتابمقدس است که انسان را در مواجهه با موضوعات اماده نگاه میدارد،و باعث به وجود امدن حکمت در انسان میگردد،و انجیل انسان را روشن یا اگاه می سازد،به عبارتی دیگر شخص در پرتوی قرار گرفتن در حکمت و مرجعت کامل کتابمقدس و آزمودن هر موضوعی در آن است که میتواند،تفسیر درست کلام خدا یا همانطور که در بالا امده است تفسیر امر را بفهمد و حکمت درست را در مورد خدا و اسرار او و آفرینش جهان درک نماید.
این همان چیزی است که در آیه ی زیر میخوانیم که بایستی در کتابمقدس هوشیار و بیدار بوده و خود را همیشه بررسی کنیم:
"بنابراین مثل دیگران در خواب نرویم بلکه هوشیار و بیدار باشیم"اول تسالونیکیان ۶:۵
معنای بیدار ماندن در کتابممقدس یعنی جستجوی فراوان و بررسی تمام موضوعات در کتابمقدس برای یافتن حکم یا فرمان صحیح.در نتیجه خدا در کتابمقدس به ما میگوید وقتی در کتابمقدس بیدار باشیم آن حکمت الهی ما را روشن یا آماده و هوشیار میسازد.
در ادامه میخوانیم:
"من تو را می گویم حکم پادشاه را نگاه دار،و این را به سبب سوگند خدا"
منظور از پادشاه همان عیسی مسیح میباشد،این ایه تاکید می ورزد برای کسب حکمت که در بالا بیان شد،بایستی حکم پادشاه،یعنی کتابمقدس را که کلام پادشاه آسمانی عیسی مسیح خداوند است را نگاه داریم،زیرا کتابمقدس حکمت آسمانی را میدهد.
"شتاب نکن تا از حضور وی بروی و در امر بد جزم منما"
در کتابمقدس جستجو کردن و مطالعه ی آن مانند این است که در حضور خدا نشسته ایم و او با ما سخن میگوید و د ادامه آیات بالا خدا به ما گوشزد میکند که برای رفتن از کلام خدا عجله نکنیم،بلکه بر اساس آیه ی 27:7 و همچنین رساله ی اول قرنتیان2آیات12و13 بایستی تمام آیات را با هم بررسی کنیم تا به دنبال نتیجه ی درست در موضوعات بگردیم،ما زمانی که در مقابل کلام خدا هستیم در واقع در حضور خدا نشسته ایم و از او تعلیم میگریم.بایستی برای هر موضوع و یافتن حقیقت ان در کتابمقدس کوشا باشیم و وقت زیادی را صرف ان نمائیم زیرا بسیاری از حقایق بر اثر مکاشفه یا تفسیر تدریجی برای ما آشکار خواهند شد.
حکم درست را از خداوند در کتابمقدس در هر مورد بخواهیم و این با بیداری و جستجو و بررسی فراوان در حکم پادشاه آسمانی یعنی کتابمقدس میسر است..زیرا اگر ما اعتماد خود را اشخاص، تعالیم فرقه ایی و عقاید خودمان بدانیم در این صورت در نادرستی و رفتن در امر بد هستیم.
ما بایستی برای فهمیدن حقایق در کتابمقدس جستجو و تحقیق فراوان نماییم"خود شما به تحقیق آگاهید" زیرا خداوند تفسیر و امر درست را در کتابمقدس مخفی داشته است.در کتاب مزامیر باب78آیات1و2به یکی دیگر از اصول اموختن کتابمقدس پی می بریم و ان این است که خدا حقیقت را مخفی می دارد٬در انجا می خوانیم
"ای قوم من شریعت مرا بشنوید٬گوشهای خود را به سخنان دهانم فرا گیرید٬دهان خود را به مثل باز خواهم کرد٬به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود سخن خواهم گفت"مزامیر78آیات1و2
در واقع همانگونه که بیان شد٬پی بردن به معنای انجیلی یا روحانی یک واژه٬و یا آیه و یا عبارت٬کار آسانی نمی باشد٬و این کار مستلزم دعای فراوان و مطالعه ی سخت کوشانه می باشد همانطور که رساله دوم تیموتائوس باب2آیه15به ما یاداوری می کند
"و سعی کن خود را مقبول خدا سازی٬عاملی که خجل نشود و کلام خدا را به خوبی انجام دهد"دوم تیموتائوس2:15
کتاب امثال سلیمان باب25آیه 2به شیوه ی که خداوند از آن برای تشکیل کتابمقدس بکار گرفت اشاره می کند
"مخفی داشتن امر جلال خداست٬و تفحص نمودن امر جلال پادشاهان است"امثال سلیمان25:2
واژه عبری "دابار"که در این آیه به"امر"ترجمه شده٬به "کلمه" نیز ترجمه شده است٬بنابراین مخفی داشتن کلام او٬جلال خداست و قسمت دیگر آن نشان می دهد که انجام چه چیزی٬باعث جلال پادشاهان و یا مسیحیان می باشد٬تفحص نمودن امر جلال پادشاهان است٬یعنی تفحص نمودن کلام خدا.
انجیل مرقس باب4آیات11و12همچنین این مطلب را آشکار می کند٬که خدا عمدا حقیقت را مخفی می دارد.
"بدیشان گفت به شما دانستن سر ملکوت خدا عطا شده اما به انها که بیرونند همه چیز به مثل ها می شنوند تا نگران شده بنگرند و نبینند و شنوا شده بشنوند تا نفهمند٬مبادا بازگشت کرده و گناهان ایشان آمرزیده شود"مرقس4آیات11و12
و نیز در ادامه ی این باب میخوانیم:
"زیرا او هر چه میخواهد به عمل می اورد.جایی که سخن پادشاه است قوت است.و کیست که به او بگوید چه میکنی؟"
آیه ی بالا تاکید بر برنامه ی رستگاری خداوند دارد،و اعلام میدارد که در واقع خداوند به هر شکلی ارداه ی او بوده است،برنامه ی خود را طرح ریزی نموده است،و ما نمیتوانیم مطابق میل خود رفتار نموده و آن را تغییر دهیم و از خدا بپرسیم که چرا اینچنین؟و هر طور که دوست داریم ان را تغییر دهیم و قوانین بدعت آمیز را الگوی عقاید خود بدانیم و انطور که خود فکر میکنیم از انجیل برداشت کنیم.این همان امر بد است که کلام خدا ما را از آن نهی میکند.
پس در جایی که کتابمقدس وجود دارد و اگر در آن به درستی و مطابق با روش درست تفسیر تفحص و جستجو نمائیم آنجا قدرتی عظیم خواهد بود،و ما شاهد شگفتی های کلام خدا و آشکار شدن برنامه ی رستگاری او و اهداف او خواهیم بود،اما در جایی که عقاید کلیسایی و فرقه ایی که صدهها سال است بدون تغییر و بررسی مجدد در کتابمقدس پابرجاست آنجا قدرت کلام خدا آشکار نخواهد گشت!
در ادامه ی این باب میخوانیم:
"هر که حکم را نگاه دارد هیچ امر بد را نخواهد دید و دل مرد حکیم وقت و قانون را میداند.زیرا که برای هر مطلبی وقت و قانونی است"
در ادامه میخوانیم که هر که کلام خدا را مطابق با روشی که در بالا توضیح داده شده است،نگاه دارد و در آن بررسی کند،و کتابمقدس را یگانه مرجع نهایی و آزمودن عقاید خود بداند و یک نجات یافته باشد،مرد حکیم یا معتقد راستین است،و در این صورت او امر بدی را نخواهد دید و هیچ چیزی به طور ناگهانی بر او حادث نخواهد شد،زیرا او وقت و قانون هایی را که ،حکمت یعنی کتابمقدس به او داده است را میداند،زیرا آیه اشاره میکند در کتابمقدس و امر خدا وقت و زمانها و قوانین الهی نهفته است و تنها معتقدان راستین میتوانند انها را درک کنند و بفهمند.زیرا خدا برای هر قانون و موضوعی،زمان و شریعتی را در کتابمقدس تعیین نموده است و این همان دلیلی است که انجیل میگوید روز بازگشت مسیح برای معتقدان راستین آشکار است.
با خواندن آیه ی بالا این آیه برای ما یادآوری میشود که اعلام میدارد که معتقدان راستین از زمان بازگشت مسیح باخبر میشوند و آن روز بر آنها ناگهانی نمی آید.آن روز برای انها چون دزدی در شب نمی آید زیرا از زمانها و وقتها باخبرند.
لیکن شما ای برادران،در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید،زیرا جمیع شما پسران روز هستید،از شب و ظلمت نیستیم.اول تسالونیکیان۴:۵-۵
در ادامه میخوانیم:
"چونکه شرارت انسان بر وی سنگین است،زیرا آنچه را که واقع خواهد شد او نمی داند ،و کیست که او را خبر دهد که چنین خواهد شد؟"
زمانی که انسان در شرارت که نمادی از نجات نیافتگی است بماند،یعنی در واقع اگر انسان نجات نیافته باشد،او نمیتواند از قانون و وقت هایی که در کتابمقدس وجود دارد باخبر گردد و و امر بد ناگهان او را فرو خواهد گرفت و کسی نخواهد بود که او را از این امور بد و ناگهانی که او را بر زیر خودمیبرند خبر دهد،زیرا اگر هم خبر دهد نمیپذیرد.این همان دلیلی است که خدا در جایی دیگر میفرماید روز خدا برای نجات نیافتگان چون دزدی در شب می آید.
"اما ای برادران،در خصوص وقتها و زمانها،احتیاج ندارید که به شما بنویسم.زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خدا چون دزد در شب می اید.زیرا هنگامی که می گویند سلامتی و امان است.آنگاه هلاکت ایشان ناگهان فرو خواهد گرفت و..."اول تسالونیکیان ۱:۵-۳
آیه ی بالا به طرز عجیبی به معتقدان راستین میگوید نیازی نیست برای شما از زمانها بنویسم زیرا این سری بوده است که در زمان اخر باز میشد و پولس با الهام از خدا طوری این قسمت را می نگارد که انگار گروهی وجود دارند که با تحقیق در کتابمقدس از زمانها و وقتها باخبرند زیرا احتیاج نیست دیگر در مورد زمانها بنویسد زیر ا انها تحقیق نموده اند و از آنها باخبرند و از سالنامه ی کتابمقدسی اطلاع دارند و در ادامه میگوید خودتان میدانید نجات نیافتگان نبایستی وقتها را بدانند تا هلاکت برای انها غیر منتظره باشد.
در ادامه میخوانیم
" کسی نیست که بر روح خود تسلط داشته باشد تا روح خود را نگاه دارد و کسی بر روز موت تسلط ندارد.و در وقت جنگ مرخصی نیست و شرارت صاحبش را نجات نمیدهد "
شرارت در کتابمقدس نماد کسانی است که نجات نیافته اند،در واقع آیه ی بالا میگوید در وقت جنگ که نمادی از روز انتها بایستی باشد،نجات نیافتگان نجات نخواهند یافت.و نمیتوانند خود را با اعمال خود پیروز نمایند،زیرا روز مرگ و نابودی نهایی به ناگاه بر نجات نیافتگان واقع خواهد شد و آنها نمیتوانند خود را مرخص یا نجات دهند،در ایه ی قبلی دیدیم که آنها از برخورد و مواجهه با این امور بی خبر میمانند.و همه چیز در انتها برای انها ناگهانی خواهد بود.آنها در برابر با خدا نمیتوانند پیروز و از حضور در برابر خدا مرخص باشند.
دیدیم که خداوند در کتاب جامعه باب ۸ همانند رساله ی اول تسالونیکیان از دو گروه از افراد صحبت میکند،یک گروه کسانی بودند که در بررسی و جستجوی در همه ی موارد در کتابمقدس یعنی وقتها و قوانین از وقتها و قانون های خدا باخبر میشوند و خدا آنها را مردان حکیم میدانند زیرا فرمان پادشاه یعنی خدا را نگاه داشته اند و از حکم یعنی کتابمقدس نجات و اطلاعات را دریافته اند و در درک درست کلام هستند و رستگار شده اند.
اما گروه دیگر گروهی هستند که از زمان نهایی بی خبرند و همه چیز بر انها به طور ناگهانی و چون دزدی در شب اتفاق می افتد.
حالا آیا برای شما جالب نیست که اینها همان چیزهایی هستند که خدا در رساله ی اول تسالونیکیان به شکلی دیگر بیان میکند.در واقع باب ۸ از کتاب جامعه و رساله ی اول تسالونیکیانباب۵ هر دو از یک موضوع صحبت میکنند.و ما میتوانیم تکه های این دو قسمت را درست کنار هم قرار دهیم.
آزمونی برای سنجش اعتمادمان بر کتابمقدس
حال سوالی که میتوان در این موارد از خود پرسید و خودمان را بیازمائیم این است که وقتی شما میشنوید که گفته میشود که زمانها و وقتها در کتابمقدس کاربرد زیادی دارند و معتقدان راستین انها را میدانند آیا در خود نیازی میبینید که به تحقیق در این مورد بروید؟آیا اصلا به این موضوع فکر کرده اید که چه نیازی بوده است که خدا تا این حد از اعداد و سالها در کتابمقدس استفاده نموده است؟
آیا شما علاقه ایی دارید که اگر چیزهای زیادتر دیگری باشد که در زمان اخر آشکار میشود را بدانید؟یا پاسخی که میدهید این است که من مطمئنم که نجات یافته ام و روز خدا نیز چون دزدی در شب می اید ما را تنها بگذارید؟ شاید متاسفانه این پاسخی باشد که اغلب شنیده میشود.و این نشان میدهد که شخص براساس چیزهایی که از قبل اموخته است علاقه ایی ندارد که بیشتر بداند زیرا ادعا میکند که حقیقت را دارد زیرا اعتماد انها بر کلیساها و اشخاص یا عقاید خود در مورد کتابمقدس است.
اما اگر ما نگران این باشیم که شاید چیزهای زیادی در کتابمقدس وجود دارد که ما نمیدانیم و شروع به تحقیق در این باره کنیم.این نشان میدهد که علاقه ی و نگرانی وافری نسبت به کلام خدا داریم و میخواهیم آن تنها مرجع تصمیمات و آموزه هایی باشد که می یابیم.
اما در هر حال بسیاری دیگر نیز این موضوع را بی اهمیت نمیدانند و نگران شده و میگویند شاید چیزهای زیادی در کتابمقدس باشد و من میخواهم آنها را بدانم!و به دنبال یافتن و تحقیق بر روی این موارد در کلام خدا میروند.
زیرا بر طبق کلام خدا ما نمیتوانیم به آموزه های قدیمی اعتماد کنیم که صدهها سال اسیت اموزش داده میشوند زیرا بر اساس گفته ی انجیل در انتها چیزهای زیادی بر اثر گذر زمان از کلام خدا بر ما آشکار میشود:
در زمان اخر در کتاب مکاشفه می بینیم که مسیح در حال گشودن مهر های کلام خداست(مکاشفه باب پنجم)،و نیز در اخر کتاب مکاشفه امده است که مهرهای کلام خدا باز شده اند "مرا گفت:کلام نبوت این کتاب را مهر نکن زیرا که وقت نزدیک است"مکاشفه23آیه10
در قسمت اخر کتاب دانیال دیدیم که می گوید "... بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید."دانیال نبی12آیه4
آیاات بالا به ما میگویند که در نزدیکی انتها مهرها باز شده اند زیرا در انتها هستیم و وقت نزدیک است یعنی در نزدیکی انتها بسیاری از اسرار در مورد زمان اخر بوسیله ایات نهفته در کتابمقدس گشوده خواهد شد،خدا اسرار مربوط به هر زمان را و هر وقت را در زمان تعیین شده ،یعنی زمانی که در آن دوران قرار بگیریم بر ما مکشوف خواهد ساخت.
آیا گفته های بالا از کلام خدا برای شما مفهومی دارند؟و شما را به این پرسش نمیرسانند که چه چیزهایی در نزدیکی انتها برای ما آشکار خواهند شد؟این حقیقتی است که تنها در کتابمقدس میتوانیم بیابیم و ما بایستی تمام موارد را در ان تفحص و تحقیق کنیم.
ما در طول بزرگراه زمان سفر کرده ایم که به وسیله ی مکشوف شدن نقشه ی نجات خدا اداره میشود،و بیش از 10000 سال است که نقشه ی او در حال آشکار شدن میباشد،آخرین نقطه ی عطفی که بررسی کردیم سال 391ق.م بود،که به احتمال فراوان آخرین سال در دوره ی عهد عتیق بود،که در ان سال خدا سکوت بین آسمان و زمین را شکست.
تقریبا بعد از گذر 400سال پس از آن هیچ گزارش کتابمقدسی در دسترس نیست،که بتواند در ارتباط با آشکار شدن جدول زمانی برنامه ی نجات خدا باشد،هیچ گزارشی وجود ندارد تا اینکه در سال 8ق.م خدا دوباره آغاز به سخن گفتن میکند،اکنون در برنامه ی نجات خدا وقت ان است که خدا در شخص عیسی مسیح خداوند،طبیعت انسانی به خود بگیرد و به صورت جسمانی در حکم پسر خدا و پسر انسان خشم خدا را به جای تمام کسانی متحمل بشود،که خدا خود را به نجات آنها در طول زمان متعهد ساخته بود.تاریخ تولد و تاریخ مصلوب شدن وی باید مهمترین نقاط عطف در آشکار شدن نقشه ی نجات خدا باشند،در 11000سال پیش از آن هر رویداد کتابمقدسی به نحوی به این رویداد حیرت آور اشاره داشت،که خدا حقیقت انسانی بر خود میگیرد و حقیقتا خشم خدا را از طرف تمام کسانی متحمل میشود،که برای نجات انها آمد،بنابراین باید کتابمقدس را جستجو کنیم تا پی ببریم چه چیزهایی را میتوانیم در مورد زمانبندی این رویدادهای شگفت آور یاد بگیریم.
عجیب اینکه در ارتباط با روز،ماه یا سال دقیق تولد عیسی،خدا اطلاعاتی را در اختیار ما قرار نداده است،که درک آن ساده باشد از خود می پرسیم که چرا اینگونه است.با توجه به این واقعیت که خدا جدول زمانی انجیلش را آشکار میکند،تاریخ های بسیار دیگری را در اختیار ما قرار داده است،با توجه به درکی که هم اکنون از کتابمقدس داریم شاید بتوانیم حدس بزنیم که چرا او بدین صورت عمل کرده است.
میدانیم که آمدن مسیح در روز معین و ماه معین و سال معین با دقت فراوان از پیش ترتیب داده شده بود،کتابمقدس به ما می گوید که مسیح هنگامی آمد که زمان به کمال رسید(غلاطیان4:4).
شایان توجه هست که خدا اطلاعات قابل توجهی را در رابطه با زمان تولد عیسی در اختیار ما گذاشت،در واقع آنقدر اطلاعات مرتبط وجود دارد،که دقیقا میتوانیم مطمئن باشیم که تاریخ تولد او را بدانیم،در واقع شاید این خواست خدا بوده است که تنها به وسیله ی مطالعه ی دقیق همین اطلاعات مرتبط بتوانیم تاریخ تولد مسیح را بیاموزیم،باید کمی وقت صرف کنیم و این اطلاعات را روی هم بگذاریم،زیرا در حالی که آشکارسازی جدول زمانی برنامه ی نجات خدا را ادامه میدهیم،ثابت خواهد شد که این کار بسیار مفید است.
هنگامی که عیسی متولد شد،اسرائیل تحت حاکمیت دولت رم بود،با این وجود قوم اسرائیل اجازه داشت،که پادشاه دست نشانده ی خودش را داشته باشد،او پادشاه پیر و شروری به نام هیرودیس بود(متی1:2-18)بر طبق اسناد موثق غیر مذهبی می دانیم که هیرودیس در ماه آوریل سال 4ق.م مرد.
بر طبق گزارش کتابمقدسی میدانیم،که در آن زمان مجوسیانی بودند،که خدا با قرار دادن ستاره ای معجزه آسا در آسمان تولد مسیح را به آنها اعلام کرد(متی1:2-2)هنگامی که مجوسیان کتابهای مقدس خودشان را مطالعه کردند،تا بتوانند به اهمیت این ستاره ی غیر معمولی پی ببرند،سرانجام احتمالا در کتاب اعداد 17:24 چچنین خواندند:
"او را خواهم دید لیکن نه،او را مشاهده خواهم نمود اما نزدیک نیست،ستاره ای از یعقوب طلوع خواهد کرد،و عصائی از اسرائیل خواهد برخاست،و اطراف موآب را خواهد شکست،و جمیع ابنای فتنه را هلاک خواهد ساخت"
در آن زمان از تاریخ در سرزمین فارس گروهی به نام مجوسیان وجود داشتند،که در امور حکومتی در مرتبه ی دوم بودند،به احتمال زیاد مجوسیانی که آن ستاره را دیدند اهل سرزمین فارس بودند.به یاد داشته باشید که بابل یهودا را شکست داد،و به نوبه ی خود قوم ماد و فارس بابل را شکست دادند،بنابراین احتمالش کم نیست که کتابخانه های یهودا سرانجام به فارس برده شده باشند.
به هر حال چون مجوسیان این ستاره ی معجزه آسا را دیدند،باور کردند که پادشاه بزرگی در اورشلیم که پایتخت اسرائیل بود،متولد شده است.
بنابراین عاقبت به اورشلیم رفتند،که از این پادشاه که در کتابمقدس اسرائیل پیشگوئی شده بود،تجلیل به عمل بیاورند.آنها به اورشلیم رسیدند و در مورد آن پادشاه نوزاد پرس وجو کردند و هیرودیس شریر که حتی برای یک لحظه هم نمیخواست،این امکان وجود داشته باشد که پادشاهی دیگر در اسرائیل نفوذ کند،مجدانه زمان ظهور ستاره را از یهودیان پرس و جو شد.
در متی7:2 میخوانیم:
"آنگاه هیرودیس مجوسیان را در خلوت خوانده وقت ظهور ستاره را از ایشان تحقیق کرد"
مطمئنا زمان زیادی گذشته بود،زیرا برای مجوسیان کار بسیار سختی بود که تمام مقدمات را فراهم کنند و تمام افراد لازم را برای این سفر طولانی از فارس به اورشلیم گرداوری کنند.
خداشناسانی که در دربار هیرودیس بودند گزارش دادند که کتابمقدس پیشگوئی کرده است که یک پادشاه یعنی مسیحای موعود در بیت لحم به دنیا می اید(میکاه2:5)بنابراین مجوسیان به راه خود به سمت بیت لحم ادامه دادند،و ستاره ای که ان را در شرق دیده بودند،پیش روی انها حرکت میکرد و بر فراز خانه ای ایستاد که عیسی به همراه یوسف و مریم در ان زندگی میکردند(متی9:2-11)بنابراین آن ستاره،ستاره ی معجزه آسا بود که تنها چند صد متر از زمین فاصله داشت،اگر بالاتر از آن بود نمیتوانست بالاتر از آن خانه قرار بگیرد.
هیرودیس درخواست کرده بود که مجوسیان به اورشلیم برگردند،و به او گزارش دهند که آیا این پادشاه نوزاد را یافته بودند یا نه(متی8:2)ولی خدا به مجوسیان هشدار داد که به اورشلیم بر نگردند،پس از راه دیگر به وطن خویش مراجعت کردند.(متی12:2).
ولی اکنون در بررسی ما از جدول زمانی کتابمقدسی تاریخ،اطلاعات مهمی نمایان میشود در کتابمقدس میخوانیم که هیرودیس با خشم عظیم فرمان داد،که تمام کودکان در بیت لحم کشته شوند"و جمیع اطفالی را که در بیت لحم و تمام نواحی آن بودند،از دو ساله و کمتر، موافق وقتی که از مجوسیان تحقیق نموده بود به قتل رسانید"(متی16:2).
بنابراین،خدا یک اشاره ی زمانی به ما داده است.میتوانیم بدانیم که آن ستاره بایستی نزدیک به دو سال زودتر ظاهر شده باشد،زیرا هیرودیس در تلاش برای کشتن عیسی تمام کودکان دو ساله را موافق وقتی که مجوسیان در اختیار او قرار داده بودند در بیت لحم به قتل رسانید.بنابراین ما هم مانند هیرودیس ممکن است فکر کنیم که عیسی در حدود 2 سال پیش از زمانی که یهودیان با عیسی گفتگو کردند به دنیا آمده بود،از آنجا که هیرودیس پیش از سال 4 آوریل ق.م همچنان زنده بود این عمر بدین معناست که عیسی می بایست حداقل دو سال زودتر از آن موقع بدنیا آمده باشد،یعنی دو سال قبل از آوریل سال 4ق.م،به یاد داشته باشید که هیرودیس در اوریل سال 4 ق.م وفات یافت.
هم اکنون به مدرک کتابمقدسی نگاه خواهیم کرد که نشان میدهد عیسی می بایست در اواخر ماه سپتامبر یا اوایل ماه اکتبر متولد شده باشد،بنابراین سال تولد عیسی میبایست سال 7ق.م بوده باشد.زیرا اگر وی در سپتامبر سال6ق.م بدنیا آمده بود در زمانی که مجوسیان به دیدن او رفتند تنها یک سال و نیم سن میداشت،پس عیسی بایستی در سپتامبر یا اکتبر سال 7ق.م به دنیا امده باشد.
ماهیت ماه یوبیل در مسیح است که از طریق او آزادی میتواند در جهان اعلام شود
سال 7ق.م یک سال بسیار مهم بود،پیش از این یاد گرفتیم که این سال یک سال یوبیل بود،همچنین آموختیم که ماهیت ماه یوبیل در مسیح است که از طریق او آزادی میتواند در جهان اعلام شود.
تولد عیسی در چه ماهی بود؟
ولی سال تولد عیسی چطور،چه میتوانیم بیاموزیم؟در لوقا 35:1-36 خدا گزارش میدهد که رسول از آسمان به مریم در مورد حاملگی قریب الوقوع او خبر میدهد:
"فرشته در جواب وی گفت:روح القدوس بر تو خواهد امد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند،از آن جهت آن مولود مقدس پسر خدا خوانده خواهد شد و اینک الیزابت از خویشان تو نیز در پیری به پسری حامله شده و این ماه ششم است،او را که نازاد میخواندند"
این آیات اشاره میکنند که بسته شدن نطفه ی عیسی در رحم مادرش،پنج تا شش ماه پس از بسته شدن نطفه ی یحیی تعمید دهنده در رحم مادرش الیزابت بود،از آنجا که دوره ی مربوط به حاملگی 9ماه است،بنابراین بسته شدن نطفه ی یحیی تعمید دهنده چهارده تا پانزده ماه پیش از تولد عیسی بوده است،بنابراین اگر بتوانیم زمان بسته شدن نطفه ی یحیی تعمید دهنده را بدست بیاوریم،ایده ی نسبتا خوبی از زمان تولد مسیح خواهیم داشت،در انجیل لوقا5:1 میخوانیم:
"در ایام هیرودیس پادشاه یهودیه ی کاهنی زکریا نام از فرقه ی ابیا بود که زن او از دختران هارون بود،و الیزابت نام داشت"
زکریا پدر یحیی تعمید دهنده بود،و از این ایه یاد میگریم که او در وظایف کهانت خود از فرقه ی ابیا بود،بنابراین باید کتابمقدس را جستجو کنیم تا انچه را میتوانیم در رابطه با فرقه ی ابیا یاد بگیریم.
در اول تواریخ باب 24 یاد میگیریم که کاهنان دو_چهار فرقه بودند،یعنی کهانت به 24فرقه تقسیم میشد،و در آیه ی 10 میخوانیم "و هفتم برای حقوز و هشتم برای ابیا" بنابراین زکریا که از فرقه ی ابیا بود،در هشتمین فرقه خدمت میکرد،در دوازدهمین ماه سالنامه ی یهودی این فرقه ها یکی پس از دیگری می امدند،و خدمت میکردند،از آنجا که تعداد کل فرقه ها 24عدد بود،در هر ماه دو فرقه خدمت میکردند،و فرقه ی هشتم کارش را در پایان ماه چهارم انجام میداد.
برای اینکه مسئله را بهتر درک کنیم در اول تواریخ،باب 27 در می یابیم که خدا در رابطه با سربازانی که پادشاه اسرائیل را خدمت میکردند،اطلاعاتی را در اختیار ما قرار داده است،انها به 12 فرقه ی 24000نفری تقسیم شده بودند،هر فرقه وظیفه داشت یک ماه خدمت کند.بنابراین برای نمونه در اول تواریخ 5:27 میخوانیم:
"و رئیس لشگر سوم،برای ماه سوم به بنابا ابن یهویاداع کاهن بزرگ بود و در فرقه ی او 24000نفر بودند"
این آیه تعلیم میدهد که فرقه ی سوم در ماه سوم خدمت میکرد،بنابراین مطمئنیم که هشتمین فرقه از بیست و چهارمین فرقه ی کهانت که فرقه ی ابیا بود خدمتش را در پایان ماه چهارم سالنامه ی یهودی به انجام میرساند.
در بازگشت به مسئله ی زکریا در لوقا 23:1-24 میخوانیم:
"و چون ایام خدمت او به اتمام رسید،به خانه ی خود رفت و بعد از آن روزها زن او الیزابت حامله شده و مدت پنج ماه خود را پنهان نمود"
این آیه اشاره میکند که بسته شدن نطفه ی یحیی تعمید دهنده، اندکی بعد از ماه چهارم سالنامه ی یهودی واقع شد،همانگونه که یاد گرفتیم خدمت فرقه ی یهودا در پایان ماه چهارم تمام میشد،از لوقا 36:1 آموختیم که در ششمین ماه حاملگی الیزابت به مریم گفته شد،که او صاحب فرزند روح القدوس خواهد شد،بنابراین بسته شدن نطفه ی عیسی به وسیله ی روح القدوس احتمالا بعد از 6 ماه پس از پایان ماه چهارم بود،که وظیفه ی زکریا در معبد پایان میپذیرفت.بنابراین بسته شدن نطفه ی عیسی در اواخر ماه دهم یا اوائیل ماه یازدهم در سالنامه ی یهودی بوده است.
اگر عیسی در ماه 7ق.م به دنیا آمده بود،بسته شدن نطفه ی یحیی تعمید دهنده در سال 8ق.م می بود،بر طبق سالنامه ی یهودی پایان ماه دهم در سال 8ق.م در 28 دسامبر سالنامه ی امروزی بود.بنابراین تولد مسیح 9ماه پس از ان یعنی در اوایل سپتامبر یا اوایل اکتبر سال 7ق.م است.
میتوانیم تاریخ تولد مسیح را به روشی کمی متفاوت تحلیل کنیم،آخرین روز در ماه 4در سال 8ق.م ،پنجم جولای بود،این همان تاریخی بود که زکریا معبد را ترک کرد،بنابراین این بدان معناست که احتمالا الیزابت در حدود 15 جولای به یحیی تعمید دهنده آبستن شد،بنابراین یحیی تعمید دهنده در حدود 9ماه بعد یا در حدود 15 آوریل سال 7ق.م متولد شد،میدانیم که دوران بارداری الیزابت کامل بود،زیرا لوقا57:1 گزارش میدهد:
"اما چون الیزابت را وقت وضع حمل رسید،پسری بزاد."
همچنین میدانیم که مریم نزدیک به سه ماه با الیزابت بود،زیرا در لوقا 56:1 میخوانیم: "و مریم نزدیک به سه ماه نزد وی ماند،پس به خانه ی خود مراجعت کرد" مطمئنا میتوانیم اینطور فکر کنیم که مریم نزد الیزابت ماند،تا پسرش یحیی زاده شد.
فراموش نکنید که در لوقا 35:1-36 خواندیم که فرشته به مریم اطلاع داد،که "الیزابت حامله شده است و در ماه ششم حاملگی اش قرار دارد" سپس کتابمقدس در لوقا 38:1-39 گزارش میدهد:
"مریم گفت،اینک کنیز خداوندم مرا بر حسب سخن تو واقع شود،پس فرشته از نزد او رفت در آن روزها مریم برخاست و به بلدی از کوهستان یهودیه به شتاب رفت"
با در نظر گرفتن اینکه نزدیک به دو هفته طول کشید،تا مریم به خانه ی الیزابت برسد،این امر بدین معناست که در هنگام ترک الیزابت در حدود تولد یحیی حدودا سه ماه و نیم بود که مریم حامله بود،همانگونه که پیشتر یاد گرفتیم تولد یحیی در حدود 15 آوریل بود،بنابراین ظاهرا مریم الیزابت را در 15 آوریل ترک کرد،پس عیسی تقریبا پنج ماه و نیم، دیرتر از 15 آوریل یا یکم اکتبر به دنیا امد.
به هر حال میدانیم که اطلاعات مربوط به چیزهایی،مانند فرقه ی ابیا،ماه ششم ابستنی الیزابت،و دیدار سه ماه مریم و الیزابت،دقیقا برای منظوری در کتابمقدس قرار داده شده اند،آن هدف بر تاریخ تولد عیسی متمرکز است،بدون شک این مربوط به این موضوع است که عیسی خیلی نزدیک به 1 اکتبر سال 7ق.م بدنیا امده باشد.
هنگامی که تاریخ روز کفاره را در سال 7ق.م محاسبه میکنیم،در می یابیم که این روز 1 اکتبر بود،یعنی تاریخی که به نظر میرسد با نتیجه گیری فعلی ما کاملا مطابقت دارد،این که عیسی در 1 اکتبر متولد شد،با تمام شواهد یاد شده آیا میتوانیم مطمئن باشیم که عیسی در روز کفاره متولد شده باشد.بگذارید به کمی شواهد بیشتری نگاه کنیم که نشان میدهند این تفکر بسیار منطقی است.
در دانیال 25:9-27 خداوند هفتاد هفته را به ما ارائه میدهد که بر امدن مسیح متمرکز است،آیه ی 25:9 میفرماید:
"پس بدان و بفهم که از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بنا کردن اورشلیم تا ظهور مسیح رئیس هفتاد هفته و شصت و دو هفته خواهد بود،و اورشلیم با کوچه ها و حصار در زمان های تنگی تعمیر و بنا خواهد شد"
پیشتر در بررسی خود یاد گرفتیم،که هفت هفته از سالها زمان میان سالهای یوبیل است،بنابراین این نخستین هفت هفته بایستی در حکم نخستین دوره ی زمانی شناخته شود،که از یک یوبیل تا یوبیل دیگر است،سال 458ق.م سالی است که عزرا از جانب پادشاه مادها و پارس ها فرمان می یابد که شریعت خدا را دوباره در اورشلیم برقرار نماید(عزرا8:7-26)از نظر روحانی خدا به معتقدان حقیقی این میل را میدهد که شریعت او را نگه دارند،افرادی که اورشلیمی هستند که بنا میشود (افسسیان 19:2-22 و مکاشفه 9:21-10)سوالی که بلافاصله بعد از 458ق.م می امد سال 457ق.م بود،که یک سال یوبیل بود،بنابراین این نخستین هفت هفته بلافاصله بعد از سال 458ق.م آغاز میشد،این دوره از یک یوبیل تا یوبیل بعدی سالهای باقی مانده،تا یوبیل آینده را در بر میگرفت،که سال 407ق.م بود(کتاب هفتاد هفته ی دانیال باب 9 را نگاه کنید،این کتاب را میتوانید به صورت رایگان از رادیو فامیلی تهیه کنید).
ولی آیا این مسئله میتواند معنی دیگری نیز داشته باشد؟دوباره به گفتار "از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بنا کردن اورشلیم تا ظهور مسیح رئیس هفت هفته خواهد بود" توجه کنید،آیا این گفتار اشاره به این واقعیت نیست که مسیح در سال یوبیل می امد؟پیشتر یاد گرفتیم که عیسی جوهره ی سال یوبیل است،او کاملا در ارتباط با یوبیل است،همچنین به یاد بیاورید که سال 7ق.م سال یوبیلی بود،که نخستین دوره ی یوبیلی را آغاز کرد که در طول مدت دوره ی کلیسا ادامه یافت،در واقع پیش از 500سال پیش از تولد مسیح خدا به زبانی بسیار پنهان اعلام نموده بود که عیسی یوبیل خواهد بود،و یا در یک سال یوبیل متولد خواهد شد،برای توضیح این مسئله باید دوباره به توضیح کتابمقدس برای زمانبندی دوره ی سالهای یوبیل نگاه کنیم، در لاویان 8:25-10 میخوانیم:
"و برای خود هفت سبت سالها بشمار یعنی هفت در هفت سال و مدت هفت سبت سالها برای تو چهل و نه سال خواهد بود،و در روز دهم از ماه هفتم در روز کفاره کرنای بلند اواز را بگردان در تمامی زمین خود کرنا را بگردان،سال پنجاهم را تقدیس نمائید،و در زمین برای جمیع ساکنانش آزادی را اعلام کنید.این برای شما یوبیل خواهد بود و هر کس از شما به ملک خود برگردد و هر کس از شما به قبیله ی خود برگردد"
در این آیات خدا با تاکید بسیار به این حقیقت اشاره میکند،یعنی اینکه 7×7 سال یک یوبیل را از یوبیل بعدی جدا میساخت،چهاربار در آیه ی 8 این مسئله تکرار میشود،به تاکید چهار باری غیر معمول در این یک آیه دقت کنید.
"...هفت سبت سالها..."
"...هفت در هفت سال..."
"...هفت سبت سالها..."
"...چهل و نه سال..."
در آیات 10 و 11 خدا تاکید میکند که پنجاهمین سال،یک سال یوبیل بود:
"...سال پنجاهم را تقدیس نمایید،و در زمین برای جمیع ساکنانش آزادی را اعلان کنید...این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود"
براساس این آیات من معتقدم میتوانیم نتیجه بگیریم،که وقتی زمان سالها در نظر است گفته ی هفت در هفت برابر یا مترادف است با این گفتار" از یک یوبیل تا یوبیل بعدی".
هنگامی که این نتیجه گیری را در مورد دانیال باب 9 آیه ی 25 اعمال کنیم،در می یابیم که به نحوی پوشیده این آیه پیشگوئی میکند،که مسیح در حکم یوبیل یا در یک سال یوبیل خواهد امد.در دانیال 25:9 که در بالا ذکر شده است،اصلاح هفت هفته از لحاظ لغوی کلمات "هفت در هفت" است. همانگونه که اشاره کردیم این متن تعداد سالهایی را شرح میدهد،که از زمان صدور فرمان برای تعمیر اورشلیم،یعنی اوردن شریعت به اورشلیم تا امدن مسیحای موعود است،بنابراین هفت در هفت به هفت در هفت سال اشاره میکند،با در نظر گرفتن اصطلاح هفت در هفت سال به عنوان از یک یوبیل تا یوبیل بعدی این ایه اینگونه خوانده میشود:
"پس بدان و بفهم از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بنا کردن اورشلیم تا ظهور مسیح رئیس_ از یک یوبیل تا یوبیل بعدی _و شصت و دو هفته "
دیدیم که فرمان تعمیر و بنا کردن اورشلیم از نظر روحانی یعنی شریعت خدا در سال 458ق.م رخ داد(یعنی زمانی که ارتحشستای اول آن فرمان را به عزرای کاهن داد) سال بعد یعنی سال457ق.م یک سال یوبیل بود.در حقیقت 50سال بعد،یعنی سال 407ق.م سال یوبیل بعدی بود،به همین ترتیب شصت و دو هفت سال یعنی 434سال که پس از آن می آمد یعنی در سال 406ق.م آغاز شد.این 434سال تا سال 29 میلادی ادامه یافت،که سالی بود که عیسی به عنوان بره ی خدا (یوحنا 29:1)معرفی شد،یعنی او غضب خدا را به جای کسانی متحمل شد،که برای نجاتشان آمد(اشعیا53:8).
به معنای روحانی عبارت "از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بنا نمودن اورشلیم،تا ظهور مسیح رئیس هفت هفته خواهد بود"(به یاد داشته باشید که هفت در هفت سال از یک یوبیل تا یوبیل بعدی را نشان میدهد)بنابراین ظاهرا اشاره ای است پنهان به این ایده که یوبیل بعدی پس از سال 457ق.م خود عیسی بود،که همان جوهره ی یوبیل است،از این گذشته چون عیسی در سال یوبیل 7ق.م و به احتمال زیاد،در روز کفاره متولد شد یعنی در روزی که قطعا به یوبیل مربوط میشود(لاویان 9:25) پس میتوانیم بفهمیم که پیشگوئی دانیال 25:9 اطمینان بیشتری در مورد این موضوع به ما میدهد،که تولد عیسی با روز کفاره در سال 7ق.م مرتبط است.
ملاحظه کردیم که روز کفاره با سال یوبیل در ارتباط است،در آن روز بود که یهودیان جانشان را ذلیل میساختند(لاویان27:23)براساس اشعیا 3:58 ،میتوانیم بفهمیم که رنجانیدن جان به معنای روزه گرفتن بود،علاوه بر این اشعیا 6:58-7 تعلیم میدهد که روزه گرفتن یعنی رساندن انجیل،این آیات می فرماید:
"مگر روزه ای که من می پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید،و گره های یوغ را باز کنید؟و مظلومان را آزاد سازید؟و هر یوغ را بشکنید،مگر این نیست که نان خود را به گرسنگان تقسیم نمائید؟ و فقیران رانده شده را به خانه ی خود بیاوری؟ و چون برهنه را ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو می باشند مخفی نسازی؟
تمام بیانات بالا از قبیل "بندهای شرارت را بگشایی "و"نان خود را به گرسنگان تقسیم بنمایی"از نظر روحانی به کار رساندن انجیل به افرادی اشاره دارد،که در بند گناه هستند،و در اثر سوتغذیه ی روحانی در حال مرگ میباشند،این به طور کامل بر یوبیل ارتباط می یابد که به اعلام کردن آزادی در تمام زمین تمرکز دارد،یعنی عیسی در حکم نجات دهنده یا همان جوهره ی انجیل باید در سرتاسر جهان اعلام شود.
از خود می پرسیم آیا این گفتار همان چیزهایی بود که در لوقا 16:2-17 در رابطه با شبانان آمده است،کتابمقدس میفرماید:
"پس به شتاب رفته مریم و یوسف و آن طفل را در آخور خوابیده یافتند،چون این را دیدند آن سخنی را که در مورد طفل بدیشان گفته شده بود،شهرت دادند."
شبانان مطمئنا نماد تمام معتقدان واقعی هستند،در روز تولد عیسی یوبیل خداوند عیسی،در سراسر زمین معرفی میشد،که با شبانان آغاز شد،در واقع خود آسمان بدین طریق این را به همه اعلام کرد همانطور که از این طریق به همه نشان داده میشود،که فوجی از لشگر آسمانی به شبانان نازل شدند،تسبیحات خدا را اعلام میکردند(لوقا13:2).
در واقع به نظر میرسد شواهد بسیاری به عیسی به عنوان جوهره ی یوبیل اشاره دارد،که در روز کفاره در سال یوبیل 7ق.م زاده میشود.
|
عیسی همان جوهره ی یوبیل باید در سرتاسر جهان اعلام شود |
اطلاعات بیشتری در مورد سال 7ق.م
سال 7ق.م به نحوی کاملا منحصر به فرد،با چند مرحله ی برجسته ی دیگر در ارتباط با تاریخ برنامه ی نجات خدا در ارتباط می باشد،برای نمونه به انچه در ادامه می آید توجه کنید.(فصل هشتم همین کتاب یعنی اعداد در کتابمقدس و جدول روابط مهم فاصله ی زمانی که پس از آخرین فصل این کتاب امده است را مشاهده کنید).
از نظر روحانی تمام معتقدان واقعی نسل(یعنی فرزندان ابراهیم) هستند،غلاطیان29:3 میفرماید:
"اما اگر شما ازآن مسیح می باشید هر آینه از نسل ابراهیم و بر حسب وعده وارث هستید"
از نظر روحانی تمام معتقدان واقعی فرزندان خدا نیز هستند،غلاطیان 26:3 همچنین میفرماید:
"زیرا همگی شما بوسیله ی ایمان به مسیح عیسی،پسران خدا می باشید"
بنابراین تعجب نمیکنیم اگر میان تاریخ تولد ابراهیم و مسیح که مطمئنا خداست به تشابه دست یابیم.ابراهیم در سال2167ق.م متولد شد،عیسی در سال 7ق.م متولد شد.این دو تاریخ تولد از نظر روحانی به یکدیگر وابسته هستند.
از این گذشته در طی دو دوره ی زمانی مهم،انجیل در تمام جهان منتشر شد،بطوری که در تمام جهان در حالی که مردم نجات می یافتند،پسران روحانی ابراهیم و مسیح افزایش یافتند،نخستین دوره،همان دوره ی است که در سال یوبیل 7ق.م آغاز شد،یعنی زمانی که عیسی متولد شد،و به عصر کلیسا تغییر یافت،پی خواهیم برد که این نخستین دوره در سال 1988میلادی پایان یافت،دومین دوره دوره ای است که با سال 1994میلادی آغاز شد،و تا پایان جهان ادامه خواهد یافت،این سه سال یعنی 2167ق.م،7ق.م و 1994میلادی رابطه ی نزدیکی با یکدیگر دارند.
شگفت اور اینکه رابطه ی نزدیک بین این دو رویداد رابطه ی نزدیکی بین انها ایجاد میکند،لطفا به نکات زیر توجه کنید:
تولد ابراهیم تولد عیسی مسیح سال یوبیل
2167ق.م سال یوبیل 7ق.م 1994میلادی
۲۱۶۰=۲۱۶۷-۷
2×2×2×3×3×3×10=2160
۲۰۰۰=۷+۱۹۹۴-۱
1000×2=2000
۴۱۶۰ =۲۱۶۷+۱۹۹۴-۱
2×2×2×2×2×13×10=4160
(علت کم شدن سالها از عدد یک به این علت است که برای محاسبه ی سالهای قبل از میلاد و بعد از میلاد نبایستی سال صفر محاسبه گردد)
یاد گرفتیم که اعداد در کتابمقدس میتوانند مترادف حقیقت روحانی باشند(کلیک کنید)،به یاد بیاورید که:
2 میتواند به متولی انجیل اشاره کند
3میتواند به هدف خدا اشاره کند
5میتواند به رستگاری و یا داوری اشاره کند.
10 میتواند به کامل بودن اشاره کند.
13 میتواند به پری فوق العاده اشاره کند
بنابراین فاصله ی زمانی بین 2160سال بین تولد مسیح و تولد ابراهیم میتواند از نظر روحانی به " هدف(عدد3)کامل(عدد10)خدا برای پدیدار آوردن نسل کامل ابراهیم اشاره کند،که نسل روحانی مسیح نیز هستند.اگر مسیح بدنیا نمی آمد معتقدان واقعی نمی توانستند نسل روحانی ابراهیم شوند،بنابراین او که جوهره ی انجیل است متولی نهایی انجیل (یعنی عدد2) میباشد.
به همین ترتیب 2000سال بین سال یوبیل 7ق.م که مسیح در آن سال متولد شد،و سال یوبیل 1994 میلادی،از نظر روحانی میتواند به این مسئله دلالت کند،که مراقبت از انجیل(یعنی عدد2)در طی حصاد پایانی که در سال 1994 میلادی آغاز شد کامل میشود(یعنی عدد1000)به یاد داشته باشید تمام معتقدان واقعی و خود مسیح وظیفه داشتند،که آزادی را به جهان اعلام نمایند.
از این گذشته 4160سال بین تولد ابراهیم و سال یوبیل 1994میلادی،می تواند به کامل بودن(یعنی عدد10)پری فوق العاده ی (یعنی عدد13)وظیفه ی مراقبت انجیل(یعنی عدد2)اشاره کند که در طی انجام آن نسل روحانی ابراهیم و مسیح افزایش خواهد یافت.این واقعیت که در عدد 4160 پنج عدد 2 وجود دارد احتمالا رستگاری را برجسته مینماید که نسل روحانی ابراهیم و مسیح ر پدید می اورد.
_ یعقوب در سال 2107 ق. م متولد شد،دقیقا 2000سال بعد از ان عیسی متولد شد.
_قوم اسرائیل در سال 1447ق.م مصر را ترک کردند،عیسی در سال 7ق.م متولد شد. 1440=7-1447 و
12×12×10=1440 ،عدد 12 پری را نسان میدهد،بنابراین خدا خروج اسرائیل از مصر ره به تولد عیسی پیوند میدهد و بدین ترتیب نمایان می سازد که در پری (یعنی عدد12)کامل (عدد10)زمان ناجی خواهد امد.
_قوم اسرائیل در سال 1407ق.م وارد سرزمین کنعان شدند، 1400=7-1407 و عدد 1400 به اعداد 10×10×2×7 تجزیه میشود بدین سان،خدا ورود بنی اسرائیل به سرزمین کنعان را که نمایانگر نجات است،به تولد مسیح در سال 7ق.م ربط می دهد،متن مربوط به 1400سال تعلیم میدهد که در پری کامل زمان(یعنی اعداد7 و10) معتقدان واقعی(عدد2) قادر خواهند بود این خبر خوش را اعلام کنند که ورود به ملکوت خدا،امکان پذیر است.
_در سال 1007ق.م داوود بر تخت سلطنت نشست،1000=7-1007 بنابراین خدا اعلام میدارد که با کامل شدن زمان،یعنی عدد 1000 پادشاه مورد نظر خواهد آمد،تا بر قوم وی سلطنت نماید.عیسی در هنگامی که محاکمه میشد به پرسش پیلاطوس که گفت "اگر تو پادشاه هستی؟" پاسخ داد: "از این جهت من متولد شده ام"یوحنا37:18 .
تمام مراحل سالنامه ای که در بالا ذکر شد،در کتابمقدس آموزش داده شده است،بنابراین میتوانیم ببینیم که خدا برای آشکار ساختن برنامه ی انجیلش یک برنامه ی نامنظم را طراحی نکرده است،بلکه این برنامه با دقت و هماهنگی زیادی طراح ریزی شده است،به گونه ای که حتی در الگوهای زمانی هماهنگی زیادی وجود دارد.برای مثال یاد داریم که خدا گلها را افرید،از این روی در ترتیب دقیق گلبرگهای آن گل زیبایی وجود دارد.این همان خدائی است که برنامه ی نجاتش را از پیش ترتیب داده است،در نتیجه در فاصله ی زمانی هر رویدادی هماهنگی زیبایی وجود دارد.
..........................................................................................................................
ابتدای فصل نهم از کتاب آموزشی "جهان انتهایی دارد" نوشته ی هرولد کمپینگ در رادیو فامیلی این کتاب از خدمات رادیو فامیلی است و به بررسی کتابمقدس پرداخته است و تماما بر اساس کتابمقدس میباشد..
دسترسی به برنامه های رادیو فامیلی به زبان فارسی:
بخش فارسی رادیو فامیلی: http://worldwide.familyradio.org/fa
آرشیو برنامه های روزانه ی رادیو فامیلی:
http://archive2.familyradio.org/mp3/difs/farsi/farsi_mp3.cgi
یکی از مهمترین و عالی ترین آموزه های کتاب مقدس این است که خداوند در مسیح عیسی به جهان آمد.این موضوع به قدری حائز اهمیت است که تاریخ را به دو دوره ی پیش از میلاد و پس از میلاد تقسیم نموده است.
از این رو خداوند قرنها پیش از میلاد مسیحای موعود توسط انبیای خود درباره ی آمدن مسیح خداوند پیشگویی ها نموده است همانطور که در حدود هفت قرن پیش از عید میلاد مسیح-خداوند توسط نبی خود اشعیا چنین فرمود:
"بنابراین خود خداوند به شما نشانه ای خواهد داد که اینک باکره آبستن شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند"کتاب اشعیای نبی۱۴:۷
و همین نبی در جای دیگری از کتاب خود با الهام از روح خداوند چنین پیشگویی نمود:
"زیرا برای ما فرزندی زائیده و پسری به ما بخشیده شد و پادشاهی بر دوش او خواهد بود و نام او عجیب مشیر وخدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.ترقی پادشاهی و سلامتی او را بر تخت داود و بر کشور وی پایانی نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از اکنون تا ابدالاباد ثابت و استوار نماید.غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد."کتاب اشعیای نبی۶:۷-۷
آیا این جالب نیست که خداوند نزدیک به 700سال پیش از عید میلاد مسیح درباره ی آن خبر داده و انجام آن را تضمین نموده است؟
علاوه بر این در تورات و عهد عتیق پیشگوئی های زیادی از مسیح و امدن او شده است. و این یک وعده ی عالی و بی نظیر از سوی آن یگانه خداوندی است که دیروز امروز و تا ابد الاباد همان است و هیچ گونه تغییر و دگرگونی ای در ذات قدوسش راه ندارد.بنابراین وعده ی شگفت انگیز خداوند در روز عید میلاد مسیح عیسی به انجام رسید.در آن هنگام که دختری باکره به نام مریم با قدرت خداوند باردار شد و بدین طریق کالبدی بشری برای روح خدائی عمانوئیل (یعنی خدا با ما)شکل گرفت.
روز میلاد مسیح یعنی خدای نادیده جسم به خود گرفت و انسان شد او آمد و چون یک تبهکار به جای انسان تبهکاران سیه دل مصلوب شد و عده ای بسیاری را از ظلمت اهریمنی آزاد ساخته به ملکوت و کشور الهی خود منتقل ساخت ملکوتی که او پادشاه و سرور سلامتی آن است.
مسیح عیسای خداوند همان خداوند عجیب-مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی ای است که اشعیای نبی درباره ی آن اخبار نمود و چه زیباست وعده ی آمدن خدای ازلی در روستای کوچک بیت لحم زادگاه داوود آن پادشاه برگزیده که خود نشانه ای بود از مسیحای پادشاه همچنانکه خداوند توسط نبی خود میکاه چند قرن قبل از میلاد می فرماید:
"و تو ای بیت لحم افراته اگر چه در هزاره های یهودا کوچک هستی.از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع های او از قدیم و از ایام ازل بوده است.بنابراین ایشان را تا زمانی که زن حامله بزاید تسلیم خواهم نمود و بقیه برادرانش با بنی اسرائیل باز خواهند گشت.و او خواهد ایستاد و در توانایی خداوند و در کبریایی نام یهوه خدای خویش(گله ی خود را)خواهد چرانیدو ایشان به آرامی ساکن خواهند شد زیرا که او اکنون تا اقصای زمین بزرگ شد و او سلامتی خواهد بود."کتاب میکاه نبی۲:۵-۵
پاسخ به این گفته:
ولی من با این موضوع شخصا میانه خوبی ندارم،
تنها معیار برای سنجش حرف دیگران کتاب مقدس هست،
ما باید مواظب تعالیم و بدعتهای غلط نیز باشیم،
کمی با کتاب های مرقس 13: 32-37
لوقا: 12: 35- 48
لوقا21: 5-38
توجه کنیم،بیشتر در مورد اینکه سال مورد نظر سالی دقیق نیست پی می بریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
خواستم پاسخی کلی را در این موارد بیاورم زیرا میدانم که این سوال و گفته ی بسیاری دیگر نیز هست،زیرا بارها از من در این موارد سوال شده است.و این بار تمام قسمتهای مورد بحث را در این پست اورده ام تا این موضوع را همه جانبه بررسی کنیم،و دیگر این خود فرد است که باید ببیند این موضوع در کتابمقدس برایش چه مفاهیمی میدهد.
بسیار خوشحال شدم زیرا به قسمتهای خوبی را مطرح کردید زیرا خود این مثلها نیز به ما اشاره هایی میکنند که معتقدان راستین از روز بازگشت مسیح باخبر خواهند شد.
بله،تنها معیار برای سنجیدن تعالیم کتابمقدس است،و در این رابطه بایستی به این نکته هم توجه نمود که وقتی میخواهیم به درک صحیح نسبت به هر موضوعی در کتابمقدس برسیم تنها یک یا دو یا سه آیه نباید درک ما نسبت به یک موضوع باشد،بلکه بایستی کلیت آیات را در مورد آن موضوع خاص در کتابمقدس بیابیم و آنها را کنار هم قرار بدهیم و بررسی کنیم.و به گفته ی کتابمقدس "روحانیها را با روحانیها جمع نمائیم"
زیرا اگر آیاتی را در مورد یک موضوع بپسندیم و آن را الگو قرار دهیم و بقیه ی آیات مشابهه را نادیده بگیریم به تناقض بر میخوریم.
باید وقتی سخنی یا تعلیمی را میخواهیم اثبات کنیم بایستی تمام آیات را که در مورد ان موضوع خاص هستند را کنار هم قرار دهیم.
مثلا همانطور که گفتید در مرقس32:13-37 با چنین مثلی روبرو میشویم:
"(32)ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد،نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم.(33)پس بر حذر و بیدار شده،دعا کنید زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود.(34)مثل شخصی که عازم سفر شده ،خانه ی خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغل خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند.(35)پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب خانه می آید،در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح.(36)مبادا ناگهان امده شما را خفته یابد.(37)اما انچه به شما می گویم،به همه می گویم:بیدار باشید!" مرقس 32:13-37
آیه ی 32 اشاره نمیکند به این که کسی از زمان بازگشت مسیح خبردار نمیشود بلکه میگوید این سری است که تنها پدر میداند،اما نمیگوید قرار است کسی بی خبر بماند آیه ی بالا میگوید از ان روز و ساعت کسی جز خدا اطلاع ندارد.
اما چرا میگوید پسر یعنی مسیح نیز نمیداند زیرا این ایه اشاره ای دارد به ذات انسانی خدا بر روی زمین،کتابمقدس میگوید مسیح جهان را آفریده است(کولسیان16:1) پس نمیتوان آن ایه را اینگونه تفسیر نمود که مسیح از زمان بازگشت خودش که خداوند است، و جهان را افریده است،از زمانها خبردار نیست،بلکه مسیح خداوند است (کولسیان15:1)و خود جهان را آفریده است و این تنها یک اشاره و نمادین است و اشاره دارد که به آن حین که مسیح در حکم "پسر انسان" در زیر لعنت خدا، برای تحمل نمودن جهنم به جای گناهان برگزیدگان است، خدا خود را در مسیح به جهان مکشوف ساخت او به جهان امد تا گناه معتقدانش را بر دوش بگیرد در ان هنگام او در حکم بره ای بود که بایستی به جای برگزیدگانش جهنم را تحمل میکرد و در ان هنگام او در زیر غضب و خشم خدا بود بجای کسانی که برای نجاتشان امده بود(رومیان25:3)و...
در نتیجه در ان هنگام که او پسر انسان است،و برای انجام ماموریت به جهان امده بود در زیر غضب خدا بود،و زیر انبوهی از گناهان برگزیدگانش بود و در نتیجه او در حکم پسر در ان حین از زمانها باخبر نبود اما هنگامی که بعد از انجام اراده ی خدا به آسمان بازگشت زیرا او خدای حی است و هم ذات با خدای پدر پس چیزی نیست که از یک خدا مخفی بماند(یوحنا 12:14)و(اعمال 34:2_36)
درک این آیه گمان نکنم زیاد مشکل باشد چون واقعا این تنها خداست که اسرار را میداند،و اصلا آیه ی بالا نمیگوید کسی قرار است از این سری که تنها خدا میدانددر اینده نیز بی خبر بماند و از زمان بازگشت بی اطلاع بماند بلکه میگوید تنها خدا ان را میداند و ما در ارتباط صحیح با خدا بوسیله ی کتابمقدس میتوانیم از آن روز باخبر باشیم.
آیه ی بعدی یعنی آیه ی 33 میگوید (پس بر حذر و بیدار شده،دعا کنید زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود) این مشخص است که کسی از اسرار کتابمقدس به صورت خود به خود آگاهی ندارد بلکه این تنها خداست که از این موضوع باخبر است و تنها بوسیله ی خدا و کلامش در کتابمقدس است که ممکن است از این روز باخبر شویم زیرا کلام خدا از خداوند جدا نیست "انجیل یوحنا۱۴:۱ و ۱:۱" و ما بایستی برحذر و بیدار باشیم،که در ادامه بررسی میبینیم که بدین معناست که بایستی در دعا از خدا حقایق این چنینی را در کتابمقدس بخواهیم،و مطیع کتابمقدس باشیم،ما بایستی در کتابمقدس بیدار باشیم زیرا کتابمقدس از خدا جدا نیست "...کلمه خدا بود"یوحنا۱:۱ کلمه اشاره به مسیح و کلام خدا دارد و آن از خداست،و تنها چیزی که ما را در این موارد بیدار نگه میدارد کتابمقدس است زیرا آن از خداست و این تنها خداست که این اسرار را میداند.
معنای بیداری که کتابمقدس آن را اعلام میدارد آگاهی و اطاعت از موضوعات کتابمقدسی است وزمانی که در مورد ظهور مسیح بکار میرود اشاره ای است به اگاهی از زمان بازگشت
نتیجه ی این بیداری روحانی در درک صحیح کلام این است که آن روز به صورت ناگهانی بر ما نمی آید زیرا میگوید بیدار باشید تا آن روز ناگهان بر شما نیاید:
"(35)پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب خانه می آید،در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح.(36)مبادا ناگهان امده شما را خفته یابد.(37)اما انچه به شما می گویم،به همه می گویم:بیدار باشید!
تاکید بر روی بیداری و هوشیاری بر روی کتابمقدس است،زیرا ما نمیدانیم که چه خبر است و این کتابمقدس است که ما را بیدار نگاه میدارد.
بایستی بر روی کتابمقدس هوشیار باشیم و در دعا بسیار برای درک آن تلاش کنیم در نتیجه همانگونه که ایه ی بالا میگوید آن روز ناگهان بر ما نیاید.و این کتابمقدس است که ما را بیدار و آگاه نگاه میدارد.
|
معنای بیداری که کتابمقدس آن را اعلام میدارد آگاهی و اطاعت از موضوعات کتابمقدسی است وزمانی که در مورد ظهور مسیح بکار میرود اشاره ای است به اگاهی از زمان بازگشت |
مفهوم بیدار ماندن و بیداری در کتابمقدس
در بررسی بالا و مثل های پائین میبینیم که عیسی به کرات اشاره میکند "بیدار باشید" اگر به دقت مثلها را بررسی کنیم میفهمیم که کتابمقدس از ما میخواهد که در درک مسائل کتابمقدسی و اطاعت از کتابمقدس همیشه آماده باشیم،وقتی در کتابمقدس به دنبال معنای "بیدار ماندن" می گردیم درست در کتاب جامعه خدا به ما می گوید که تنها در بودن و اطاعت و درک صحیح نسبت به کتابمقدس است که میتوان بیدار و اماده ی رویارویی با مسائل بود،زیرا در کتاب جامعه خداوند میفرماید:
"هر که حکم(کتابمقدس)را نگاه دارد هیچ امر بد را نخواهد دید و دل مرد حکیم(معتقد راستین)وقت و قانون را میداند زیرا برای هر مطلبی وقت و قانون است"جامعه۶:۸
آیه ی بالا به روشنی بیان میکند که برای هر مطلبی وقت و قانونی در کتابمقدس تعیین شده است و معتقدان راستین از زمانها باخبر میباشند،زیرا انها بر اساس گفته ها و فرامین مسیح بیدار هستند،زیرا انجیل به انها فرمان میدهد بیدار باشید:" اما انچه به شما می گویم،به همه می گویم:بیدار باشید"مرقس37:13
|
پس حالا که میبینیم بر اساس گفته ی بالا معتقدان راستین در کتابمقدس بایستی بیدار و یا به عبارتی دیگر بر روی موضوعات کتابمقدسی هشیار باشند، مفهوم "بیدار ماندن برای بازگشت مسیح" در کتابمقدس آگاهی از زمان است،زیرا... |
مفهوم "بیدار ماندن برای بازگشت مسیح" در کتابمقدس آگاهی از زمان است،زیرا خداوند عیسی در انجیل انجیل لوقا39:12 بوسیله ی یک مثل اعلام میدارد:
"اما این را بدانید اگر صاحب خانه میدانست که دزد در چه ساعت می آید،بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زنند"
زیرا امدن روز خدا به دزد تشبیه شده است برای نجات نیافتگان برای همین مسیح از مثال دزد برای این روز در آیه ی بالا استفاده مینماید.
مسیح در آیه ی بالا اعلام میکند که اگر شخص بداند چه زمانی دزد می اید بیدار میماند.پس تنها زمانی میتوان در زمینه ی ظهور بیدار ماند که از زمان باخبر بود.و میفهمیم که اصرار مسیح بر روی بیدار ماندن اشاره به دانستن زمان است.
لطفا به ترتیب قرار گرفتن کلمات در ایه توجه کنید:
(این را بدانید)(اگر...میدانست)(...چه ساعت می آید)(بیدار میماند)
|
آیه ی بالا یکی از شروط بیدار ماندن را اگاهی از زمان نیز میداند!ما برای بیدار ماندن برای مواجهه با مسیح میتوانیم از زمان باخبر باشیم.زیرا بیدار ماندن در این بخش های کتابمقدس در ارتباط با زمان ظهور مسیح است و ایه ی بالا میگوید این بیداری آگاهی از زمان نیز است. |
آیه ی بالا در واقع میگوید این چیزی است که باید در مورد بازگشت ناگهانی برای جهان بدانید،همانگونه که اگر شخصی از زمان ورود دزدی به خانه اش باخبر میشد بیدار میماند،پس چنین نتیجه میگیریم که این ایه اشاره ای است به این موضوع که ما نیز برای انکه بیدار و آماده ی رویاروئی و مواجهه برای بازگشت مسیح باشیم بایستی در کتابمقدس بیدار یا به عبارت دیگر به دنبال زمانها بگردیم.
و در آیه ی بالا مشخص شد که بیداری علاوه بر اطاعت کامل از اوامر کتابمقدسی اشاره به دانستن زمان نیز میباشد،زیرا دیدیم که مسیح در هشدار به کلیساهایی که بیدار نبودند چه میگوید:
"پس بیاد آور چگونه یافته ای و حفظ کن و توبه نما زیرا هرگاه بیدار نباشی،مانند دزد بر تو خواهم امد و از ساعت امدن من بر تو مطلع نخواهی شد"مکاشفه 3:3
آیه ی بالا در هشدار به یک کلیسا بسیار جالب و عجیب است،مسیح شرطی را در آیه بالا با طرز بیانش میگوید،میگوید (اگر بیدار نباشی)(مانند دزد بر تو میایم)،(واز ساعت امدن مطلع نمی شوی).مسیح به این کلیسا هشدار میدهد اگر بیدار نباشد داوری برای او ناگهانی خواهد بود،یعنی اگر در اطاعت درست و درک درست از کتابمقدس نباشند آن روز مانند دزد حادث میگردد و از زمان و ساعت آن روز بی اطلاع و بی خبر میمانند.پس منظور مسیح این است که اگر بیدار باشیم و وفادار باشیم از ساعت باخبر خواهیم شد.
بسیار جالب است که مسیح میگوید اگربیدار نباشید که در بالا بیداری دیدیم که مفهوم بیداری در کتابمقدس نشانی از آگاهی از زمان نیز است،یعنی اگر در کتابمقدس تفحص نکنیم و در اطاعت درست از ان نباشیم آن روز ناگهانی است!
در نتیجه بر طبق آیات بالا دیدیم که وقتی خدا می گوید بیدار باشید اشاره به تلاش برای درک موضوعات کتابمقدسی و اطاعت از آنهاست و در مثل بالا مسیح مفهوم بیدار بودن در برابر ظهور خود را آگاهی از زمان نیز میداند.
قسمت دیگر در متی 36:24-51 که میفرماید:
"(36)اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد،حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس.(37)لیکن چنانکه ایام نوح بود.ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد بود(38).زیرا همچنانکه در ایام قبل از طوفان میخوردند و می آشامیدند و نکاح میکردند و منکوحه میشدند تا روزی که نوح داخل کشتی گشت(39).و نفهمیدند تا طوفان آمده همه را ببرد،همچنان ظهور پسر انسان نیز خواهد بودو...(42)پس بیدار باشید زیرا که نمی دانید در کدام ساعت خداوند شما می آید(43)لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه میدانست که در چه پاس از شب دزد می آید،بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زند.(44)لهذا شما نیز حاضر باشید،زیرا در ساعتی که گمان نبرید،پسر انسان می آید(45)پس آن غلام امین و دانا کیست که اقایش او را بر اهل خانه ی خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟(46)خوشابحال ان غلامی که چون آقایش آید،او را در چنین کار مشغول یابد(47)هر آینه به شما میگویم که او را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت.(48)لیکن هرگاه آن غلام شریر با خود گوید که آقای من در امدن تاخیر مینماید(49)و شروع کند به زدن همقطاران خود و خوردن و نوشیدن با میگساران(50)هر آینه آقای آن غلام آید در روزی که منتظر نباشد و در ساعتی که نداند(51)و او را دو پاره کرده،نصیبش را اب ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود"
در متی باب 24 آیه ی 36 نیز مانند بالا ابتدا اشاره میکند که حقایق تنها نزد خداست و کسی از آن روز اطلاعی ندارد،اما نمیگوید قرار است آن روز نامشخص باشد،بلکه میگوید تنها پدر آن را میداند،و دیگران نمیدانند زیرا خدا تنها اسرار را میداند اما توجه کنید که نمیگوید قرار است آن روز نامشخص بماند.و ما در ارتباط درست با کتابمقدس است که میتوانیم از روزها باخبر شویم زیرا کتابمقدس از خدا جدا نیست.
در آیات37و38و39 مثال طوفان نوح را برای انتها میاورد،که مدرک دیگری است که نشان میدهد که معتقدان از روز بازگشت باخبر میشوند (37)لیکن چنانکه ایام نوح بود.ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد بود(38).زیرا همچنانکه در ایام قبل از طوفان میخوردند و می آشامیدند و نکاح میکردند و منکوحه میشدند تا روزی که نوح داخل کشتی گشت(39).و نفهمیدند تا طوفان آمده همه را ببرد،همچنان ظهور پسر انسان نیز خواهد بودو...
لطفا به آیه 37 توجه کنید میگوید ظهور مسیح مانند ایام نوح خواهد شد.میگوید کسانی از نجات نیافتگان آن روز طوفان را نفهمیدند و نوح وارد کشتی شد زیرا او آن روز را میدانست او میدانست که 7 روز دیگر خدا جهان را بوسیله ی طوفان نابود خواهد کرد.و وارد کشتی شدند او و خانوداه اش نماد معتقدان راستین هستند که از زمان باخبر میشوند و اما بقیه ی مردم جهان در نادانی باقی ماندند.و آیات 38 و 39 این موضوع را میگوید.
آیه 42 در واقع به ما میگوید پس چون نمیدانید که روز بازگشت مسیح چه وقت خواهد بود بیدار باشید،که اشاره ای است به توجه به کتابمقدس برای کسب درک در این موارد،زیرا هیچ یک از ما اگر در مسیر درست و اعتماد به کتابمقدس نباشیم نمیدانیم که مسیح کی خواهد آمد اما اگر در کلام بیدار باشیم یعنی از آن باخبر میشویم زیرا بیداری همچنین نشانی از آگاهی از زمان بود.
زیرا همانگونه که دیدیم در آیات 43و44 کتابمقدس به شکلی جالبی معنای بیداری را به ما میدهد که منظور مثل از این بیداری ها که بیان میشوند چیست؟در واقع این قسمت علت بیدار ماندن و بیداری را که مسیح میگوید بایستی رعایت شود را بخاطر آگاهی از زمان نیز میداند و خود کتابمقدس اعلام میدارد که اگر بدانیم آن روز کی می اید بیدار می مانیم، پس میفهمیم که نتیجه ی این بیداری آگاهی از زمان است زیرا علت بیدار ماندن را آگاهی از زمان میداند،و در آیه ی 44 میگوید اما شما نیز حاضر یا بیدار باشید زیرا اگر بیدار نباشیم آن واقعه ناگهانی بر ما خواهد امد و دیدیم که آیه ی قبل یکی از شروط این بیداری را آگاهی از زمان میداند:
(43)لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه میدانست که در چه پاس از شب دزد می آید،بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زند.(44)لهذا شما نیز حاضر باشید،زیرا در ساعتی که گمان نبرید،پسر انسان می آید
و سپس در آیات 48 و 49و50 یک اشاره ی زمانی دیگر میکند برای کسانی که غلامان شریر بودند و به نوعی میگوید (47)هر آینه به شما میگویم که او را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت.(48)لیکن هرگاه آن غلام شریر با خود گوید که آقای من در امدن تاخیر مینماید(49)و شروع کند به زدن همقطاران خود و خوردن و نوشیدن با میگساران(50)هر آینه آقای آن غلام آید در روزی که منتظر نباشد و در ساعتی که نداند.
اشاره میکند مسیح برای غلامان بی منفعت همانند دزد و ناگهانی می اید و از روز بازگشت مسیح بی خبر میمانند،و این را کتابمقدس مخصوص کسانی میداند که در درک درست یا اطاعت صحیح از کتابمقدس نیستند،زیرا در تائید این گفته آیه ای دیگر خطاب به یک کلیسا آمده است که همان حرفی را میزند که آیه ی شماره ی 50 میگوید.(مکاشفه 3:3)
در انجیل لوقا 12: 35- 48 در مورد مثلی دیگر سخن میگوید:
"(35)کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید.(36)مانند کسانی باشید که انتظار اقای خود را می کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت اید و در را بکوبد،بی درنگ برای او باز کنند.(37)خوشابحال آن غلامان که آقای ایشان چون آید،ایشان را بیدار یابد.هر آینه به شما می گویم که کمر خود را بسته،ایشان را خواهد نشانید و پیش آمده،ایشان را خدمت خواهد کرد.(38)و اگر در پاس دوم و سوم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد،خوشابحال آن غلامان.(39)اما این را بدانید اگر صاحب خانه میدانست که دزد در چه ساعت می آید،بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زنند.(40)پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی کنید پسر انسان می آید(41)پطرس به وی گفت:ای خداوند این مثل را به جهت ما زدی یا به جهت همه؟(42)خداوند گفت:پس کیست ناظر امین و دانا که مولای وی او را بر سایر خدام وی گماشته باشدتا آذوقه را در وقتش به ایشان تقسیم کند(43)خوشابحال آن غلام که آقایش چون آید،او را در چنین کار مشغول یابد.(44)هر اینه به شما می گویم که او را بر همه مایملک خود خواهم گماشت.لیکن اگر ان غلام در خاطر خود گوید،امدن آقایم به طول می انجامد و به زدن غلامان و کنیزان و به خوردن و نوشیدن و میگساریدن شروع کند(46)هر اینه مولای آن غلام آید،در روزی که منتظر او نباشد،و در ساعتی که او نداند و او را دو پاره کرده،نصیبش را با خیانتکاران قرار دهد.(47)اما آن غلامی که اراده ی مولای خویش را دانست و خود را مهیا نساخت تا به اراده ی او عمل نماید،تازیانه بسیار خواهد خود.(48)اما آنکه ندانسته کارهای شایسته ضرب کند،تازیانه کم خواهد خورد و به هر کسی که عطا زیاده شود،از وی مطالبه زیادتر گردد و نزد هر که امانت بیشتر نهند،از او بازخواست زیادتر خواهند کرد."
آیه ی شماره ی 35 از باب 12 از انجیل لوقا ما را به یاد هفت کلیسا می اندازد که نماد از کل کلیساهاست،و در دستان مسیح بود(مکاشفه 20:1)مسیح در واقع در آیات شماره 36و37و 39 از این باب اشاره میکند که کسانی که در بیداری روحانی قرار دارند از آمدن ناگهانی مسیح متعجب نمیگردند زیرا انها در کتابمقدس بیدار بودند و همانگونه که در آیه ی 39 دوباره شرط بیدار ماندن و شوکه نشدن از ظهور ناگهانی مسیح را اگاهی از زمان میداند زیرا:
(39)اما این را بدانید اگر صاحب خانه میدانست که دزد در چه ساعت می آید،بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زنند
آیه ی بالا در واقع میگوید این چیزی است که باید در این مورد بازگشت ناگهانی بدانید،زیرا اگر شخصی از زمان ورود دزدی به خانه اش باخبر میشد بیدار میماند،پس چنین نتیجه میگیریم که این ایه اشاره ای است به این موضوع که ما میتوانیم برای آگاهی از زمان بازگشت مسیح در کتابمقدس بیدار باشیم.و در آیه ی بالا مشخص شد که بیداری علاوه بر اطاعت کامل از اوامر کتابمقدسی اشاره به دانستن زمان نیز میباشد،زیرا دیدیم که مسیح در هشدار به کلیساهایی که بیدار نبودند چه میگوید:
"پس بیاد آور چگونه یافته ای و حفظ کن و توبه نما زیرا هرگاه بیدار نباشی،مانند دزد بر تو خواهم امد و از ساعت امدن من بر تو مطلع نخواهی شد"مکاشفه 3:3
آیه ی بالا در هشدار به یک کلیسا بسیار جالب و عجیب است،مسیح شرطی را در آیه بالا با طرز بیانش میگوید،میگوید (اگر بیدار نباشی)(مانند دزد بر تو میایم)،(واز ساعت امدن مطلع نمی شوی).مسیح به این کلیسا هشدار میدهد اگر بیدار نباشد داوری برای او ناگهانی خواهد بود،یعنی اگر از زمانها بی خبر باشند آن روز مانند دزد حادث میگردد و از زمان بازگشت مسیح بی خبر میمانند.
بسیار جالب است که مسیح میگوید اگربیدار نباشید که در بالا بیداری را کتابمقدس به ما گفت نشانی از آگاهی از زمان است،یعنی در کتابمقدس تفحص نکنیم آن روز ناگهانی است!
یا در لوقا21: 34-38 که میفرماید:
"(34)پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی،سنگین شود و آن روز ناگهان بر شما آید.(35)زیرا که مثل دامی بر جمیع سکنه تمام روی زمین خواهد آمد(36)پس در هر وقت دعا کرده،بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از جمیع این چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید"
دوباره در ایات بالا در ایه ی شماره ی 36 میگوید بیدار باشید زیرا ما بایستی در کتابمقدس و تعالیم ناب آن بیدار باشیم تا از این چیزها که در آیه ی 35 اعلام میکند برای نجات نیافتگان همانند دام است رهایی یابیم،و بیدار ماندن برای بازگشت مسیح نشانی از اطاعت از تعالیم کتابمقدسی است که یکی از ثمره های آن نیز همچنین اشاره به اگاهی از زمان بازگشت بود.
خداوند همچنین مثلی دیگر را در این رابطه می آورد زیرا در متی1:25-13 میفرماید:
"در آن زمان ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود را برداشته به استقبال داماد بیرون رفتند(2)و از ایشان پنج دانا و پنج نادان بودند(3)اما نادانان مشعلهای خود را برداشته هیچ روغن با خود نبردند(4)لیکن دانایان روغن در ظروف خود با مشعلهای خود برداشتند(5)و چون امدن داماد بطول انجامید ،همه پینکی زده خفتند(6)و در نصف شب صدایی بلند شد که اینک داماد می اید به استقبال وی بشتابید(7)پس تمامی آن باکره ها برخاسته ،مشعلهای خود را اصلاح نمودند(8)و نادانان به دانایان گفتند:از روغن خود به ما دهید زیرا مشعلهای ما خاموش میشود(9)اما دانایان در جواب گفتند:نمی شود،مبادا ما و شما را کفاف ندهد.بلکه نزد فروشندگان رفته،برای خود بخرید(10)و در حینی که ایشان به جهت خرید می رفتند،داماد برسید و انانی که حاضر بودند،با وی به عروسی داخل شده،در بسته گریدی(11)بعد از آن باکره های دیگر نیز برآمده و گفتند:خداوندا برای ما باز کن(12)او در جواب گفت هر آینه به شما میگویم شما را نمیشناسم(13)پس بیدار باشید.زیرا آن روز و ساعت را نمی دانید."
به طور خلاصه اگر بخواهیم در مورد این مثل بگوئیم میفهمیم که پنج باکره ی دانا نماد نجات یافتگان است و باکره های نادان نماد نجات نیافتگان و این دو گروه کسانی هستند که انجیل در بین آنها رواج دارد،در آیه ی شماره 5 اعلام میدارد که چون امدن داماد که نماد مسیح است بطول انجامید همه در خواب رفتند،این اشاره ای است به دوران طولانی در عصر کلیسا تا نزدیکی انتها که هیچ کس از زمان باخبر نخواهد شد و در واقع در خواب بودن انها میتواند استعاره از بی خبری افراد در طول دوران متمادی تا نزدیکی انتها باشد.
در آیه ی 6 در نصف شب ندایی بلند شد و اعلام نمود که داماد در راه است،پس تمام باکره ها از خواب بیدار شدند،آن ندا میتواند نمادی از تعالیم کتابمقدسی باشد که درست در نزدیکی انتها برای ما گشوده میشود تعالیم ناب کتابمقدسی ما را در انتها به روز بازگشت مسیح متوجه میسازد،و ما در نزدیکی ظهور مسیح میدانیم که مسیح در حال امدن است و از زمان آمدن داماد باخبریم.
در مثل ده باکره چرا باکره ها قبل از انکه داماد برسد از در راه بودن او باخبر شدند؟و از خواب بیدار شدند و اماده داماد شدند؟داماد که نمادی از مسیح بود به صورت ناگهانی بر بالای سر باکره ها که در خواب بودند حاضر نشد بلکه ندایی برآمد که میتواند نمادی از تعالیم کتابمقدسی باشد که در نزدیکی بازگشت مسیح آشکار میشوند و ما را از زمان بازگشت مسیح باخبر میسازند و انها بیدار شدند و منتظر ایستادند تا داماد رسید!
همچنین آیه ی شماره ی 13 در این باب از انجیل متی دوباره اشاره میکند بیدار باشید،زیرا نمیدانیم آن روز کی حادث خواهد شد و نتیجه ی بیداری در کتابمقدس باخبر شدن از اسرار کتابمقدس است،اگر حقیقتا در کتابمقدس جستجو کنیم.و بیدار ماندن در کتابمقدس یعنی آگاهی از زمان ها.زیرا ما از اسرار کتابمقدس بی خبریم و تنها زمانی از انها اطلاع می یابیم که در کتابمقدس بیدار باشیم.
همچنین در رساله دوم تسالونیکیان۱:۲-۱۲ میخوانیم:
"اما ای برادران از شما استدعا دارم در مورد امدن خداوند ما عیسی مسیح و جمع شدن ما به نزد او.که شما از هوش خود به زودی متزلزل نشوید و مضطرب نگردید.نه از روح و نه از کلام و نه از رساله ای که گویا از ما باشد.بدین مضمون که روز مسیح رسیده است.زنهار کسی به هیچ وجه شما را نفریبد زیرا تا ان ارتداد اول واقع نگردد و ان مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد.آن روز نخواهد امد که او مخالفت میکند و خود را بلندتر میسازد از هر چه به خدا یا معبود مسمی میباشد،به حدی که مثل خدا در هیکل خدا نشسته خود را مینماید که خداست.(۶)و الان انچه را که مانع است می دانید تا او در زمان خود ظاهر شود.زیرا که ان سر بی دینی الان عمل می کند فقط تا وقتی که انکه تا به حال مانع است از میان برداشته شود آنگاه ان بی دین ظاهر خواهد شد.که عیسی خداوند او را به نفس دهان خود هلاک خواهد کرد و به تجلی ظهور خویش٬او را نابود خواهد ساخت.که ظهور او به عمل شیطان است با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ.و به هر قسم ناراستی برای هالکین٬از انجا که محبت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابیند و بدین جهت خدا بدیشان عملی گمراه می فرستد تا دروغ را باور کنند و تا فتوایی شود بر همه ی کسانی که راستی را باور نکردند بلکه به ناراستی شاد شدند(۱۲)"
رساله ی بالا در واقع خداوند در مورد دورانی صحبت میکند که قرار است بر کلیساهای فرقه ایی در دنیا واقع گردد.یعنی دوران مصیبت عظیم که در ان قرار داریم.آیات نخستین خداوند هشدار میدهد که کسی فریب نخورد زیرا تا زمانی که داوری اغاز نگردد آگاهی ازفرا رسیدن روز خدا آغاز نخواهد شد(زیرا تا ان ارتداد اول واقع نگردد و ان مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد.آن روز نخواهد امد )و آگاهی از روز خداوند تنها زمانی فرامیرسد که داوری در خانه ی خدا یعنی کلیساها آغاز گردد.و در زمان ما این داوری آغاز شده است.و حال زمانی است که در مرحله ی مهمی از آشکار شدن برنامه ی خدا در کتابمقدس در جهان هستیم(مطالعه ی بیشتر)
دو گروه افرادی که همیشه در این موارد مورد مخاطب قرار میگیرند
حال برای ما بیشتر روشن میشود که در برخی از قسمتهایی که کتابمدس اشاره میکند میگوید ان روز چون دزد حادث میگردد اشاره ای است برای نجات نیافتگان و در ایه های دیگر به معتقدان راستین میگوید برای اینکه انان فرزندان نور و یا به عبارتی دیگر نجات یافته اند آن روز چون دزد در شب برای انها نمی آید و آن روز بر آنها مشخص میگردد.زیرا انها بر اساس فرمان مسیح بایستی در کتابمقدس بیدار باشند.
متنی دیگر به روشنی پاسخ ما را میدهد در رساله ی اول تسالونیکیان باب۵ آیات ۱تا۷ میخوانیم:
"اما ای برادران،در خصوص وقتها و زمانها،احتیاج ندارید که به شما بنویسم.زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خدا چون دزد در شب می اید.زیرا هنگامی که می گویند سلامتی و امان است.آنگاه هلاکت ایشان ناگهان فرو خواهد گرفت،چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد.
و در ادامه این آیات میبینیم که خدا در سخن گفتنش تغییر روش میدهد زیرا روی سخنش با معتقدان میشود در ادامه میخوانیم:
لیکن شما ای برادران،در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید،زیرا جمیع شما پسران روز هستید،از شب و ظلمت نیستیم.بنابراین مثل دیگران در خواب نرویم بلکه هوشیار و بیدار باشیم.زیرا خوابیدگان در شب می خوابند و مستان در شب مستمی گردند"رساله ی اول تسالونیکیان باب5آیات1تا7
اگر به متن بالا دقت کنیم به خوبی تمام گفتار بالا در مورد آن مثل ها برای ما در کتابمقدس در این باره روشن میشود خداوند در ایات بالا میگوید که احتیاج ندارید برایتان در خصوص وقتها و زمانها بگویم زیرا قبلا به اندازه ی کافی در مورد زمانها در کتابمقدس گفته شده است و نیازی نیست آنها تا مدت تعیین شده روشن شوند و نیز خداوند نمیخواهد زمانها را به صورت اشکار در کتابمقدس بنگارد زیرا نیازی نیست این اسرار در عصر کلیسا آشکار شوند و یا اینکه خدا نمیخواهد مردم نجات نیافته ی جهان از ان ها باخبر باشند زیرا با تحقیق و جستجو در کتابمقدس میفهمیم که روز خدا برای جهان بی ایمان چون دزدی در شب میآید پس نقشه ی خدا این است که روز داوری برای جهان نجات نیافته و کلیساهای نامطیع به صورت ناگهانی باشد و آنها غافلگیر شوند.
اما در ادامه ی ایات بالا خداوند در نوع سخن گفتن در این باره به شکلی عجیب تغییر روش میدهد زیرا مخاطب خود را در ادامه معتقدان راستین و نجات یافتگان قرار میدهد و او گروه معتقدان راستین را از گروه نجات نیافتگان جدا میسازد و اعلام میدارد به این علت که گروه دوم یعنی معتقدان راستی نجات یافته اند و فرزندان نور هستند یعنی در کتابمقدس بیدار هستند،پس در ظلمت نمی مانند و از روز بازگشت مسیح با خبر میشوند و روز خدا بر انها آشکار است.زیرا هرکس که کتابمقدس را اطاعت نمایند و مطابق با روش درست و صحیح تفسیر کتابمقدس به پیش برود به وسیله ی اعداد و تاریخ هایی که خدا ارائه داده است میتواند از زمانها باخبر شود.
با دقت در آیات بالا دیدیم که خدا دو گروه از افراد را مورد مخاطب قرار میدهد در ابتدا میگوید از گروه نجات نیافتگان صحبت میکند زیرا خدا نمیخواست جهان بی ایمان و کلیساهای نامطیع متوجه زمان بازگشت مسیح شوند و بایستی متوجه ی موقعیت های حساس داوری نشوند.اما در ادامه خدا در مورد معتقدان حقیقی صحبت میکند و اعلام میکند زیرا انها فرزندان نور هستند و در واقع یعنی چون در کتابمقدس هوشیار و بیدار هستند، پس خدا انها را بوسیله ی ایات کتابمقدس باخبر میسازد.
چرا تا زمان آخر کسی از زمان بازگشت دقیق مسیح باخبر نمیشود؟
روش تفسیر یا آشکار شدن اسرار کتابمقدس در این ایه داده شده است که برای تفسیر کتابمقدس،نه با قدرت انسانی بلکه باید روحانیها را با روحانیها جمع سازیم،بعبارتی دیگر باید آیات مشابهه را در کل کتابمقدس کنار هم قرار دهیم تا انجیل برای ما تفسیر شود.و با قدرت انسانی خودمان در مورد ایات و موضوعات نظر ندهیم،و این امر در تمام آیات و موضوعات صدق می کند.
"لیکن ما روح جهان را نیافته ایم،بلکه آن روح که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم.که انها را نیز بیان می کنیم نه به سخنان اموخته شده از حکمت انسان،بلکه به آنچه روح القدوس می اموزد و روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم.""اول قرنتیان2آیات12و13
حقایق کتابمقدسی در زمان خاص خود آشکار می شود،ممکن است آیه ای هزاران سال در جایی از کتابمقدس وجود داشته باشد اما کسی معنای آن را نفهمیده باشد و یا بدان توجه ای نکرده باشند،زیرا زمان درک آن نرسیده بود،اما زمانی می رسد که خدا چشمان روحانی ما را بر آن می گشاید.
ما می توانیم این مکاشفه تدریجی را در بسیاری از آیات و داستانهای کتابمقدسی بنگریم برای نمونه زمانی که مسیح مصلوب شد،پیشگویی های عهد عتیق برای شاگردان قابل درک می شد در حالی که این پیشگویی ها صدهها سال در کتابمقدس بودند و کسی انها را نمی فهمید و در زمان مصلوب شدن مسیح بسیاری از انها آشکار شد و ایمانداران آنها را درک می نمودند.
و نیز زمانی که مسیح به شاگردانش آشکارا بیان می کرد که کشته می شود و سه روز بعد زنده میشود،اما بسیار عجیب بود،مسیح آشکار این را بیان می کرد،اما شاگردان به هیچ وجه درک نمی کردند مسیح از چه سخن می گوید،زیرا زمان آن نرسیده بود تا آنها سر از گفته ی مسیح درارند،و این خداوند است که بر حسب رضامندی خویش در زمان تعیین شده برای هر سری و موضوعی از کتابمقدس عمل میکند و اسرار را می گشاید.
آیاتی بسیاری هست که برگزیدگان خداوند مدتها بر روی ان کار نموده اند و نتایج اشتباهی گرفته اند،زیرا در آن زمان،وقت گشوده شدن آن سر نرسیده بود.
در نتیجه می توان چنین گفت که ما در هر موقعیت زمانی که قرار می گیریم خدا اسرار مربوط به آن دوره را که در کتابمقدس نهفته است،برای ما اشکار می سازد.
در کتاب دانیال نبی خدا در مورد مهر شدن اسرارش و سپس گشوده شدن انها در زمان تعیین شده و به مرور زمان تاکید می کند.
اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان اخر مهر کن.بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید."دانیال نبی12آیه4
و در زمان اخر در کتاب مکاشفه می بینیم که مسیح در حال گشودن مهر های کلام خداست(مکاشفه باب پنجم)،و نیز در اخر کتاب مکاشفه امده است "مرا گفت:کلام نبوت این کتاب را مهر نکن زیرا که وقت نزدیک است"مکاشفه23آیه10
در قسمت اخر کتاب دانیال دیدیم که می گوید "... بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید."دانیال نبی12آیه4
و در کتاب مکاشفه نیز در ایه بالا دیدیم که مهرها باز شده اند زیرا در انتها هستیم و وقت نزدیک است یعنی در نزدیکی انتها بسیاری از اسرار در مورد مسیح بوسیله ایات نهفته در کتابمقدس گشوده خواهد شد،خدا اسرار مربوط به هر زمان را و هر وقت را در زمان خودش،یعنی زمانی که در آن دوران قرار بگیریم بر ما مکشوف خواهد ساخت.
چرا امروزه کلیساها به دانستن زمان بازگشت مسیح دیگر تمایلی ندارند؟
از مطالعه ی کتابمقدس میفهمیم که خدا کلیساها و فرقه ها را در نزدیکی انتها به زیر داوری میبرد و علت نیز تخطی و نااطاعتی است که کلیساها در طول عصر خود از کتابمقدس داشته اند،و خدا اعلام نموده است که بالاخره روزی استفاده ی خود از جماعات محلی را رها خواهد کرد.و انها را زیر داوری میبرد همانگونه که قوم یهودا و اسرائیل بالاخره به زیر داوری خدا رفتند.
"پس این زمان است که داوری از خانه ی خدا اغاز بشود و اگر شروع ان از ماست پس عاقبت کسانی که انجیل خداوند را اطاعت نمیکنند چه خواهد شد؟"اول پطرس 17:4
به کار رفتن جمله ی" پس این زمان است..."نشان دهنده ی این واقعیت است که داوری چیزی است که در همین جهان بر کلیساهای فرقه ایی و محلی رخ می دهد،و معنای داوری در کلیساهای محلی این است که خداوند دیگر از طریق کلیساهای محلی کسی را نجات نمی دهد. و ما با مطالعه ی کتابمقدس میفهمیم که خدا در این دوران حساس از ما میخواهد بر طبق ایه ی زیر عمل کنیم.زیرا داوری رسیده است و خدا خارج از کلیساها افراد را نجات میدهد:
"پس چون مکروه ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده بینید-هر که خواند دریافت کند-آنگاه هر که در یهودیه باشد(کلیساهای محلی) به کوهستان(مسیح)بگریزد."متی باب24آیات15و16
"زنهار کسی به هیچ وجه شما را نفریبد زیرا تا ان ارتداد اول واقع نگردد و ان مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد.آن روز نخواهد امد که او مخالفت میکند و خود را بلندتر میسازد از هر چه به خدا یا معبود مسمی میباشد،به حدی که مثل خدا در هیکل خدا نشسته خود را مینماید که خداست"دوم تسالونیکیان 3:2-4
شاید بگوئید غیر ممکن است،اما به هشدار مسیح به یکی از آن هفت کلیسا در مکاشفه توجه نمایید،هفت در کتابمقدس نماد کلیت و کاملیت است،و هفت کلیسا نماد تمام کلیساها در جهان است.مصیبت عظیم اشاره ای است به داوری کلیساهای محلی در نزدیکی انتها جهان و خدا بعد از ان مردم را خارج از فرقه ها در باران اخرین نجات میدهد:
در واقع مصیبت عظیم تماما مربوط به کلیساهای فرقه ایی است که بعد از پایان عصرشان به وقوع خواهد پذیرفت و خداوند بعد از آن مردم را خارج از چنین جماعاتی نجات خواهد داد :
"زیرا که در ان ایام چنان مصیبت عظیمی ظاهر می شود که از ابتدای عالم تاکنون نشده و نخواهد شد!"متی24آیه ی 21
ما می توانیم این موضوع را از هشدار مسیح به یکی از هفت کلیسا در مکاشفه پی ببریم،هفت کلیسا نمادی از تمام کلیساهاست،زیرا هفت نماد کلیت و تمامیت است،مسیح در هشدار به کلیسای طیاطیرا در مکاشفه می گوید:
"لکن بحثی در تو دارم که آن زن ایزابل نامی(نماد معلمین کذبه)را راه می دهی که خود را نبیه می گوید و بندگان مرا تعلیم داده،اغوا می کند که مرتکب زنا و خوردن قربانی های بتها(نااطاعتی از کتابمقدس) بشوند.و به او مهلت دادم تا توبه کند اما نمی خواهد از زنا(منظور نااطاعتی) خود توبه کند اینک او را در بستری می اندازم و آنانی را که با او زنا کردند(یعنی از او پیروی کردند)،به مصیبتی سخت مبتلا می گردانم اگر از اعمال خود توبه نکنند"مکاشفه باب2 آیات20تا22
خدا تا زمان تعیین شده از فرقه ها و کلیساهای محلی برای رساندن انجیل به جهان استفاده نمود.کتابمقدس میگوید خود خداوند کلیساهای سازمانی و محلی را شکل داد تا از انها برای رساندن پیامش استفاده نماید ،اما این دلیل نمی بود که تمام افراد کلیساها برگزیده ی خدا یا نجات یافته باشند،بلکه خدا از وجود دو گونه افراد در کلیساهای محلی در عصرشان صحبت میکند که با مثل گندم ها و کرکاس ها توضیح داده شده است،خدا در گفتارش به کلیسای ساردس میگوید در میان افرادش گروهی چند وجود دارد که نجات یافته اند:
"لکن در سارس اسمهایی چند داری که لباس خود را نجس نساخته اند،و در لباس سفید با من خواهند خرامید زیرا که مستحق هستند"مکاشفه4:3
کلیساها امروزه علاقه ی چندانی ندارند در مورد انتها و روز نهایی و موضوعات ان بشنوند زیرا بر اساس گفته ی کتابمقدس دیدیم که مسیح در هشدار به یک کلیسا محلی چه میگوید:
"پس بیاد آور چگونه یافته ای و حفظ کن و توبه نما زیرا هرگاه بیدار نباشی،مانند دزد بر تو خواهم امد و از ساعت امدن من بر تو مطلع نخواهی شد"مکاشفه 3:3
و ظهور مسیح برای جماعات فرقه ایی چون دزدی در شب خواهد بود.زیرا آنها خود را غرق در تعالیم و سنت های خود نموده اند و نیز برای جهان بی ایمان نیز آن روز چون دزدی در شب خواهد آمد:
"لیکن روز خدا چون دزد خواهد امد که در ان آسمانها با صدای عظیم زایل خواهند شد..."دوم پطرس۱۰:۳
دو نکته ی مهم دیگر در این مورد
۱-وجود تاریخ ها و سالهای زیادی که در کتابمقدس به انتها اشاره میکنند نشانی دیگر از مشخص شدن روز و تائید گفته های بالا را دارند.اگر قرار است که از زمان بازگشت مسیح باخبر نشد چرا خدا اطلاعات زیادی را در مورد تاریخ ها و مواردی که در نزدیکی انتها رخ میدهد در کتابمقدس قرار داده است؟آیا خدا این اطلاعات را بی مورد در کتابمقدس قرار داده است؟تا ما تنها انها را نگاه کنیم و از روی انها بگذریم؟یا بر روی انها تحقیق کنیم؟
۲ـاگر ما بپذیریم که از روز بازگشت مسیح بی خبر میمانیم و ان روز چون دزدی در شب می آید در واقع اعلام میکنیم که این آیه در مورد ما صدق میکند که ظهور ناگهانی مسیح را برای کسانی میداند که بایستی منتظر هلاکت باشند:
"اما ای برادران،در خصوص وقتها و زمانها،احتیاج ندارید که به شما بنویسم.زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خدا چون دزد در شب می اید.زیرا هنگامی که می گویند سلامتی و امان است.آنگاه هلاکت ایشان ناگهان فرو خواهد گرفت،چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد."
آیه ی بالا در واقع بیان میکند که نیازی نیست در مورد سالها و وقتها گفته شود زیرا خود معتقدان با تحقیق در کتابمقدس میدانند که در این رابطه قبلا در کتابمقدس گفته شده است و نیز میدانند که روز داوری برای نجات نیافتگان چون دزدی در شب میاید زیرا این ظهور ناگهانی همانند دزد در شب برای هلاکت است.
اما در ادامه معتقدان از ان روز باخبر میشوند زیرا:
"لیکن شما ای برادران در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید.زیرا جمیع شما پسران نور هستید..."اول تسالونیکیان۱:۵-۷
زیرا آنها در ظلمت نیستند زیرا کتابمقدس را دارند و بوسیله ی آن و تاریخ ها میتوان از زمان بازگشت باخبر شد.و برای انها ناگهانی نخواهد بود.
چرا کتابمقدس در این موارد به دو شکل صحبت میکند برای نمونه ایه ی بالا را میبینید؟اگر قرار بود برای همه ی مردم ناگهانی باشد خب در یک کلام میگفت که ان روز چون دزدی در شب برای همه خواهد امد؟اما کتابمقدس هرگز از چنین ادبیاتی استفاده نکرده است بلکه از دو گروه سخن میگوید.
تقسیم شدن زمین
در بابهای 10 و 11 از کتاب پیدایش خدا دو رویداد فاجعه امیز را شرح میدهد که احتمالا نزدیک به 2000سال بعد از طوفان رخ دادند،اولین رویداد در پیدایش 25:10 ثبت شده است:
"و عابر را دو پسر متولد شد یکی را فالج نام بود زیرا که در ایام وی زمین منقسم شد،و نام برادرش یقطان"
از این گفته ی ساده در کتابمقدس برداشتی مناسب یافت نمیشود،با این حال کتابمقدس داده های دقیقی در رابطه با تاریخ های زندگی فالج را در اختیار ما قرار میدهد،پیش از این در بررسی خود یاد گرفتیم که فالج در زمان خود پاتریاخ سالنامه بود،او در سال3153 ق.م بدنیا امد و در سال 2914 ق.م درگذشت.
با این وجود در سال 3114ق.م در حالی که فالج 39 سال سن داشت یک رویداد فاجعه امیز باید واقعه شده باشد،برای کسب اطلاع در این مورد به طور اجمالی به یک مدرک غیر مذهبی توجه خواهیم کرد.
دانشمندان از دیرباز نظریه پردازی کرده اند،که در دوره ای از تاریخ جهان تنها یک قاره ی بزرگ بجای قاره های گوناگون و کوچکتر امروزی وجود داشت،برای نمونه میتوان نشان داد اگر کناره ی قاره ی آمریکای جنوبی را به سوی قاره ی آفریقا ببریم،هماهنگی بسیار نزدیکی با هم خواهند داشت،دانشمندان غیر مذهبی نتیجه گیری میکنند که شاید 150میلیون سال پیش تنها یک قاره وجود داشت اما در پی عصر این 150میلیون ساله آن قاره ی اصلی منقسم شد و به آهستگی روی کف اقیانوس حرکت کرد تا اینکه قاره های کنونی بوجود امدند،البته گزارش کتابمقدس مفهوم 150 میلیون سال را کاملا بی اعتبار میداند این جدایی قاره ای بایستی در ایام فالج روی داده باشد زیرا کتابمقدس میگوید"در دوران وی زمین منقسم شد"(پیدایش25:10).
یک ارتباط زمانی جالب در سوابق غیر مذهبی یافت میگردد که مربوط به تمدن مایاهاست،که صدهها سال پیش در امریکای مرکزی وجود داشت،دکتر هاوارد لافای در محله ی جغرافیایی ملی نوشت:
قوم مایا از چنان دانش ستاره شناسی دقیقی استفاده میکردند،که سالنامه ی کهن انها به دقت سالنامه ی امروزی ما بود،آنها مسیر اجرام آسمانی را ترسیم میکردند،و کاهنانشان خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی را پیشگوئی میکردند،که مایه ی حیرت افراد باایمان بود.آنها مسیر عبور سیاره ی زهره را تنها با 14 ثانیه اشتباه در سال محاسبه کرده اند،زهره همان سیاره ای است که بررسی ان دشوار است،و به نوبت ستاره ی صبح و شام میشود.قوم مایا یک سیستم پیچیده ی نگارش را آغاز کردند و در زمینه ی مفهوم صفر ریاضی پیشگام بودند (1)
قوم مایا اجسامی مربع شکل و مستطیلی به نام قالب های حجاری شده تولید کردند که واحدهای جداگانه ی یک کتیبه را تشکیل میدادند.این کتیبه ها اغلب سالنامه هایی بودند که بر روی لوح های سنگی و ساختمان های عظیمی مانند معابد پیدا شدند.باستان شناسان سالنامه ی قوم مایا را با سالنامه ی ما منطبق کردند تا جایی که تاریخ های دقیق ثبت شده در نوشته های مایا می توانند بر طبق تقویم ما توضیح داده شوند.یک چیز شگفت انگیز این است که بیشتر این سالنامه ها شامل یک تاریخ پایه هستند.
دکتر جرج استورات مینویسد:
...آغاز سالنامه ی قوم مایا تاریخی است که اغلب مایا شناسان آن را به 11 آگوست سال 3114ق.م نسبت میدهند.(2)
آنچه ممکن است بخواهیم بدانیم اهمیت زیاد ان روز مدتها پیش از آغاز شروع قوم مایاست؟
باستان شناسانی که تاریخ قوم مایا را بررسی میکنند،درباره ی تاریخ 3114 ق.م تفکر میکنند،ولی کتابمقدس پاسخ را میدهد،جالب اینکه همانگونه که پیش از این اشاره کردیم کتابمقدس نشان میدهد که دوره ی فالج از 3153ق.م تا 2914ق.م بود.در نتیجه در سال 3114ق.م فالج 39 سال سن داشت،یعنی همان سالی که سرآغاز قوم مایا می باشد!کتابمقدس گزارش میدهد که زمین در دوره ی فالج منقسم شد.بنابراین تقسیم شدن قاره ها به احتمال فراوان در دوره ی زندگی فالج به وقوع پیوست.
بسیاری از مردم آن زمان در یک بخش از قاره ای بسیار بزرگ که تا زمان فالج وجود داشت دور هم جمع میشدند،با این حال برخی از مردم که به مناطق مختلف کوچ می کردند،مانند اهالی مایا بدون شک در بخش های دیگری از قاره ی اصلی زندگی میکردند.مثل بخشی که امریکای مرکزی شد.
این یک رویداد بسیار بزرگ بود تقسیم شدن قاره ی اصلی برای این افراد خانه به دوش برابر بود با شروع زمان،رویداد هولناک جدا شدن برخی از قاره و حرکت آن در کف اقیانوس از یک سو به سوی دیگر و در نتیجه پیدایش کوهها بایستی برای نیاکان مایا به راستی متحیر کننده و فاجعه انگیز بوده باشد،عجیب نیست که انها در سالنامه شان این رویداد را به نام تاریخی ثابت و مبدا برای شکل گیری تاریخشان شکل دادند،اما از این گذشته عجیب نیست که این تاریخ دقیقا با عبارت کتابمقدسی برابر است که می گوید زمین در ایام فالج منقسم شد.
مشوش شدن زبان مردم زمین
ولی در آن زمان یک رویداد بسیار مهم دیگر نیز وجود داشت،که احتمالا در همان زمان اتفاق افتاد،پیش از این به پیدایش 1:11-8 اشاره کردیم،در ان قسمت خدا آموزش میدهد که یک تقسیم بندی مهم دیگر نیز اتفاق افتاد.به یاد بیاورید که در آیه ی 7 خدا گفت "اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در انجا مشوش سازیم،تا سخن یکدیگر را نفهمند"
|
ولی در دنیای ان زمان یک مشکل بسیار بزرگ وجود داشت |
واضح است که خدا در سخن گفتن مردم مشکلی ایجاد نکرده بود،سه پسر نوح که خدا انها را از ویرانی طوفان عالمگیر نجات داد،همه به یک زبان سخن میگفتند،ولی در دنیای ان زمان یک مشکل بزرگ وجود داشت،آن مشکل مشکل گناه بود زیرا با افزایش جمعیت جهان انسان ها با اتحاد قدرت یافتند،به اندازه ای که حتی تصور کردند میتوانند برنامه ی نجات خودشان را بوجود بیاورند،آنها در جهان عصر خود جایی را پیدا کردند که سرانجام محل قوم بابل گردید،آنها معتقد بودند که این مکان میتواند محلی برای تمام مردم جهان باشد،آنها در انجا برج بزرگی را بنا کردند که مرکز پرستش میشد،در حالی که مذهب خودشان را طراحی کردند.
خدا از این وضعیت استفاده نمود تا شروع کند به ایجاد زبانهای گوناگون در جهان،در برج بابل خدا زبان واحد آن قوم را مشوش ساخت به گونه ای که زبانهای بسیاری پدید آمد، افرادی که سخن گفتن به زبان چینی را شروع کردند به یک سوی رفتند،و افرادی که به زبان لاتین سخن میگفتند به سوی دیگر رفتند،و به همینطور زبانهای دیگر...
این رویداد مهم احتمالا با اختراع خط همراه بود،پیش از مشوش شدن زبانها نیاز به خط به اندازه ای نبود،که انسانها به ناگه پی بردند دیگر نمیتوانند زبان یکدیگر را درک کنند،جالب اینکه براساس اسناد غیرمذهبی قدیمی ترین و ابتدایی ترین نوشته ی مذهبی به تاریخی حدود سال 3200 تا 3000پیش از میلاد مسیح برمیگردد،بنابراین بین منقسم شدن زمین در دوران فالج یعنی 3153ق.م تا 2914ق.م ظهور زبانهای مختلف و قدیمی ترین اسناد آغاز نگارش ارتباط جالب و شگفت انگیزی وجود دارد.به احتمال فراوان این رویدادها از نظر زمانی فاصله ی کمی با هم داشتند.
بدین ترتیب حدودا از سال 3000ق.م تولید سند مکتوب اغاز شد،در چند مورد اسناد غیرمذهبی که در طول سال 3000ق.م تا زمان مسیح نوشته شده اند از رویدادهایی صحبت میکنند که در کتابمقدس از انها صحبت میشود.با این مورد در هر مورد هرگاه اختلافی در میان دو گزارش یافت میشود،میتوانیم بدانیم که گزارش کتابمقدسی سند معتبر است،چون کلام خداست.
|
در رابطه با حقیقت تاریخ که تاریخ سالهای بسیار نخستین را نیز شامل میشود فقط میتوانیم به کتابمقدس اعتماد کنیم |
در طول دوره ی زمانی تقریبا 3000سال پس از طوفان عالمگیر انجیل به طور کامل در جهان غایب نبود،حتی شواهد باستان شناختی غیرمذهبی نشان میدهد که در آن زمان آگاهی از خدای کتابمقدس وجود داشت،همانگونه که نوشته های باستانی و سنگ نوشته هایی که آفرینش یا طوفان نوح را به تصویر کشیده اند،موید این مطلب میباشند.با این وجود هر یک از این گزارشات باستانی تاریخ صحیح این رویدادهای باستانی را بشدت مخدوش و نادرست میسازند، در رابطه با حقیقت تاریخ که تاریخ سالهای بسیار نخستین را نیز شامل میشود فقط میتوانیم به کتابمقدس اعتماد کنیم.
شواهد باستان شناختی از بت پرستی و قربانی ها نشان میدهد که این افراد میدانستند که در برابر یک وجود برتر پاسخ گو میباشند.شواهد مربوط به قربانی ها حتی قربانی های انسانی،گواه خاموشی است که به این حقیقت شهادت میدهد که مذهب در زندگی آنها غائب نبود.
اما هرچند تمام این فعالیتها در طول 3000سال اول پس از طوفان سال 4990ق.م ادامه داشت ولی شمار معتقدان واقعی زیاد نبود،یعنی افرادی که به خدای کتابمقدس ایمان داشتند،در کتاب ایوب در مورد شمار کمی از معتقدان واقعی میخوانیم که در حدود 2000سال پیش از امدن مسیح زندگی میکردند،ولی بجز آن یک استثناء کتابمقدس تنها از یک خانواده صحبت میکند که اعضای آن معتقدان واقعی بودند،و افزون از این حتی در آن خانواده پدر خانواده مردی به نام تاره بود که خدایان غیر را عبادت میکرد.(یوشع2:24-15)
از آنجا که بشر به صورت خدا آفریده شد شریعتهای خدا تا حدی در قلب هر کس نوشته شده اند(رومیان19:1)پس این مردمان باستان قلبا میدانستند که بایستی با خدا آشتی کنند،ولی انها به مذهب خودشان تمایل داشتند زیرا اعتقاد داشتند بوسیله ی آن مذهب میتوانند از سوی خدا پذیرفته شوند.در واقع طرز تفکر این آدمیان با انچه آدمیان در این زمان فکر میکنند فرقی نداشت.
نوشته ی معلم وفادار کتابمقدس هرولد کمپینگ
۱- Dr. Howard LaFay, "The Maya, Children of Time," in National Geographic Magazine, December, 1976, p. 729.
۲- Dr. George E. Stuart, "The Maya Riddle of the Glyphs," in National Geographic Magazine, December, 1976, p. 779.
سفر خود در زمان را در حالی ادامه میدهیم،که نور آشکار شدن نقشه ی بزرگ نجات خدا راه ما را آشکار می سازد،بارها بیان کرده ایم که رویدادهای نوشته شده در کتابمقدس تصاویر یا برخی از عکس های جنبه ی نجات خدا بودند،در حقیقت میتوانیم عهد عتیق را به عنوان یک نمایشگاه عکس در نظر بگیریم،که هر عکس نمایانگر جنبه ای از نقشه ی نجات خداست.
بنابراین لازم است برای لحظه ای درنگ کنیم تا اساس محکم کتابمقدسی برای درک کتابمقدس به این شیوه را نشان دهیم
در حالی که کتابمقدس را برای یافتن هر گونه حقیقتی جستجو میکنیم.اصل مهمی که بایستی آن را بخاطر بسپاریم این است که مسیح با مثل ها سخن میگفت.
در حالی که کتابمقدس را برای یافتن هر گونه حقیقتی جستجو میکنیم.اصل مهمی که بایستی آن را بخاطر بسپاریم این است که مسیح با مثل ها سخن میگفت.در مرقس 11:4 میخوانیم:
"بدیشان گفت به شما دانستن سر ملکوت خدا عطا شده است اما به آنهایی که بیرونند،همه چیز به مثلها میشود"
عیسی در مرقس34:4 می افزاید:
"و بدون مثل به ایشان سخنی نگفت..."
این اصل که عیسی مولف کتابمقدس با مثلها سخن میگفت بهتر از این نمیتوانست مورد تاکید قرار بگیرد،تنها به دلیل درک این بخش میتوان حقیقت کتابمقدس را فهمید.عیسی توضیح داد که چرا به مثلها نوشت.در مرقس9:4-12 میخوانیم:
"پس گفت هر که گوش شنوا دارد بشنود،و چون به خلوت شد رفقای او از او شرح این مثل را پرسیدند.بدیشان گفت به شما دانستن سر ملکوت عطا شده است اما به انان که بیرونند همه چیز به مثلها گفته میشود،تا نگران شده بنگرند و نبینند و شنوا شده بشنوند و نفهمند.مبادا بازگشت کرده و گناهان ایشان آمرزیده گردد"
خدا برای ما توضیح میدهد که خدا عمدا کتابمقدس را به گونه ای نوشت که افرادی که بیرون از ملکوت خدا هستند،یعنی افرادی که به آنها برای شنیدن گوش روحانی داده نشده است،نسبت به بسیاری از حقایق کتابمقدس در جهل باقی خواهند ماند.اینها همان افرادی هستند که خدا خواستار برگرداندن آنها نیست،چون برگزیدگان خدا برای نجات نمیباشند.برای اطمینان از این مسئله خدا بسیاری از قسمتهای کتابمقدس را به صورت مثلهای تاریخی نوشته است.تا افرادی که به آنها گوش روحانی داده نشده است نتوانند آن را درک کنند،آنها میتوانند واقعیت تاریخی گفته ی کتابمقدسی را بفهمند ولی قادر به درک پیام روحانی کتابمقدسی نیستند که در آن گفته پنهان است.
برای نمونه به قوم اسرائیل شریعتهای آئینی داده شد که تمام انها مانند مثلها هستند
برای نمونه به قوم اسرائیل شریعتهای آئینی داده شد که تمام انها مانند مثلها و استعارات هستند،رعایت این شریعتها میبایست توجه آنان را به آمدن مسیحای موعود یعنی مسیح جلب مینمود،که برای نجاتشان میآمد،با این وجود انها تنها به برگزاری ظاهری این شریعتها در حکم کلید نجات خود نگاه میکردند،بنابراین برای نمونه آنها به فراوانی قربانی های سوختنی میگذرانیدند و سبت روز هفتم را نگاه میداشتند،ولی آنها به دلیل بی ایمانی شان هلاک شدند(رومیان 31:9-33)آنها هرگز نتوانستند انجیل روحانی را ببینند،که در آن شریعتها مستور بود.
شگفت آور اینکه پی میبریم بیشتر کلیساها برای تفسیر کتابمقدس از روش طراحی شده توسط بشر استفاده میکنند،که باعث میشود بخشهای بسیاری از کتابمقدس را درک نکنند،روش تفسیر آنها کاملا برخلاف این گفته ی کتابمقدس است که مسیح با مثل ها سخن میگفت،که در مورد ان در باب 4 از انجیل مرقس میخوانیم،این مسئله آنها را بازمیدارد تا حقایق بزرگی چون پایان دوران کلیسا،مصیبت عظیم، باران آخرین و حقایق از این قبیل را درک کنند،روش نادرست تفسیر آنها عملا ایشان را وامی دارد در کلیساهای محلی خود باقی بمانند،و مورد داوری خدا قرار بگیرند،در واقع شایان توجه هست که بسیاری از خداشناسان و معلمین کتابمقدس برای تفسیر کتابمقدس به روش غیر کتابمقدسی و ساخته ی دست بشر اعتماد دارند،که مانع از ورود آنان به ملکوت خدا میشود.
از آنجا که این خداشناسان و رهبران کلیسا برای تفسیر کتابمقدس به روش ساخته ی دست بشر اعتماد کامل دارند،که آن را در مدرسه ی مذهبی یاد گرفته اند،متقاعد میشوند که روش تفسیر کتابمقدسی که در این کتاب آموزش داده میشود بدعت گذاری است،آنها به پیروان خود نیز هشدار میدهند که اینگونه است،بنابراین تمام حضار در کلیساها در ظلمت روحانی باقی میمانند.کاملا ضرورت دارد که هرگز سعی نکنیم که کتابمقدس را از طریق صافی اصول ساخته ی دست بشر درک کنیم، انجام این کار عملا خدا را در مقام یگانه مرجع مطلقی که بر کلام خود یعنی کتابمقدس حکومت میکند کنار میگذارد.
مثل به بیان ساده یک داستان زمینی است با معنای آسمانی یا روحانی،مثل مانند استعاره و تشبیه است.
مثل به بیان ساده یک داستان زمینی است با معنای آسمانی یا روحانی
چون عیسی خودش را کاملا در حکم کلام خدا میشناساند،و در واقع خود خداست،بنابراین میتوانیم انتظار داشته باشیم که خدا وقتی کتابمقدس را مینوشت همواره از مثلها استفاده میکرد،یعنی او حقایق مهم روحانی را در داستانها یا رویدادهای تاریخی پنهان کرد.این مسئله را در استفاده ی خدا از شریعتهای آیینی برای استفاده از حقیقت روحانی مشاهده میکنیم،برای نمونه قربانی های سوختنی،قربانی های خونی عهد عتیق فعالیتهای زمینی بودند که به حقایق روحانی کاری که عیسی انجام داد اشاره داشتند.یا به عبارتی آن را به تصویر میکشاندند،یعنی نشان میدادند که او آتش جهنم ریخته شدن خونش یعنی دادن جانش را متحمل شد تا گناهکاران بتوانند رستگار شوند.بدین سان یحیی تعمید دهنده اعلام کرد که عیسی بره ی خداست،البته عیسی واقعا یک بره نبود،بلکه تحقق مراسم آئینی بود که در ان بره ی پسح نمایانگر وی بود یا به او اشاره داشت،همین مسئله در مورد قربانی های سوختنی یا قربانی های خونی مختلف نیز صادق بود،که در آنها بره ها را قربانی میکردند.
به همین ترتیب در اشعیا 4:14 میخوانیم که خدا به وضوح در مورد پادشاه بابل صحبت میکند و میفرماید:
"که این مثل را بر پادشاهان بابل زده خواهی گفت:چگونه آن ستمکار تمام شد و آن جور پیشه چگونه فانی گردید"
با این وجود اگر به خواندن این باب ادامه بدهیم پی میبریم که خدا در مورد هیچ یک از پادشاهان تاریکی بابل صحبت نمیکند در عوض او در مورد شیطان صحبت میکند،ادامه ی نقل قول باب 14 اشعیا این مسئله را در آیات 12تا15نشان میدهد:
"ای زهره دختر صبح چگونه از آسمان افتادی،ای که امتها را ذلیل میساختی چگونه به زمین افکنده شده ای،و تو در دل خود میگفتی به آسمان صعود نموده کرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت،و بر کوه اجتماع بر اطراف ستارگان شمال جلوس خواهم نمود بالای بلندی های ابرها صعود کرده مثل حضرت اعلی خواهم شد.لکن به هاویه به افصل های حفره فرود خواهی شد"
خدا از زهره دختر صبح که شیطان نیز نامیده میشود،به عنوان پادشاه بابل یاد میکند،چون قوم بابل در کتابمقدس در ظاهر نمایانگر تمام حکومتهای این جهان بود که شیطان بر آنها فرمانروایی میکند،بنابراین شیطان در ظاهر به پادشاه بابل تشبیه میشود،یا پادشاه بابل نمادی از شیطان است.
از انجا که مسیح با مثلها سخن میگفت و خودش کلام خداست،میتوانیم درک کنیم که چرا اینگونه ارائه ی حقیقت اینجا در باب 14 اشعیا یافت میشود،هنگامی که این اصل را درک کنیم این که خدا همیشه از مثل ها یا استعارات یا تشبیه ها استفاده میکرد انگاه میتوانیم حقایق بسیاری را در کتابمقدس کشف کنیم،که در غیر این صورت پنهان باقی میماندند.
برگرفته از فصل هشتم از کتاب آموزشی "جهان انتهایی دارد" نوشته ی هرولد کمپینگ در رادیو فامیلی
دسترسی به برنامه های رادیو فامیلی به زبان فارسی:
بخش فارسی رادیو فامیلی: http://worldwide.familyradio.org/fa......................................................
از آنجا که مسیح به عنوان کلام خدا معرفی شده است(یوحنا باب1)،بهتر منظور این گفته را درک خواهیم کرد که مسیح با مثلها سخن میگفت نشان دهنده ی این است که کتابمقدس یک کتابی است که با استعارات و مثل ها و تشبیه ها بیان شده است.زیرا مسیح کلام خداست او خداست و به همین دلیل کتابمقدس با مثلها بیان شده است.و مثل شامل داستانها و رویدادهای زمینی با معانی روحانی میباشد.
http://nedayemasih.blogfa.com/post-102.aspx
| پادشاهان یهودا(۲قبیله) سال ق.م | پادشاهان اسرائیل(ده قبیله) سال ق.م |
| رحبعام ۹۳۱-۹۱۴ | یربعام 931-910 |
| ابیا 914-911 | - |
| آسا 911-870 | ناداب 910-909 |
| - | بعشا 909-886 |
| - | ایله 886-885 |
| - | زمری 885 |
| - | تبنی 885-880 |
| یهوشافاط 871-846 | عمری 885-874 |
| یهورام(یورام) 854-842 | اخاب 874-853 |
| اخزیا(یهوآحاز) 842-841 | اخزیا 854-853 |
| عتلیا 841-835 | یورام(یهورام) 853-841 |
| یوآش(یهوآش) 835-795 | ییهو 841-813 |
| امصیا 796-767 | یهوآخاز 813-796 |
| عزیا 789-737 | یهوآش(یواش) 798-782 |
| - | یربعام دوم 792-751 |
| - | زکریا 751-750 |
| - | شلوم 750 |
| - | منحیم 750-740 |
| یوتام 738-718 | فقیحا 740-738 |
| آحاز 730-714 | فقح 738-718 |
| حزقیا 715-686 | هوشع 718-709 |
| منسی 697-642 | - |
| آمون 642-640 | - |
| یوشیا 640-609 | - |
| یهوآحاز 609 | - |
| یهویاقیم 609-598 | - |
| یهویاکین 608-597 | - |
| صدقیا 597-587 | - |
جدول بالا از محاسبات هرولد کمپینگ در مورد سالنامه ی کتابمقدس در بخش پادشاهان اسرائیل میباشد.که بسیار منطبق با آیات کتابمقدس است.
۷۰۹ق.م : نابودی اسرائیل یعنی ده قبیله توسط آشوریان
۶۰۹ ق.م: دو قبیله بعد از نابودی اسرائیل به دست اشوریان موقتا زیر سلطه ی مصریان و سپس نبوکدنصر میروند(دوم تواریخ۳:۳۶-۴)
۵۸۷ق.م:نابودی کلی پادشاهی یهودا(۲پادشاهان باب۲۵)
فاصله ی زمانی بین تشکیل تا نابودی حکومت اسرائیل توسط آشوریان از سال۹۳۱ق.م تا ۷۰۹ق.م عبارت است از ۲۲۲=۷۰۹-۹۳۱ که این عدد ۲۲۲ به مضارب مهمی چون ۳x ۲x ۳۷ تجزیه میشود و حاوی ژیامی روحانی برای ماست.عدد۳ در کتابمقدس اشاره به هدف خداست و عدد۲نشاندهنده ی متولیان و نگهدارندگان کتابمقدس است و عدد۳۷ نشان دهنده ی داوری و غضب خداست.بنابراین عدد۲۲۲ در این بخش پیامی مهمی را برای ما دارد و میگوید که هدف خدا(عدد۳)برای قوم اسرائیل که زمانی متولیان و نگهدارندگان کتابمقدس بودند(عدد۲)داوری بخاطر نافرمانی ها(عدد۳۷)است.
حالا بسیار جالب اینکه در مورد قوم یهودا نیز این وضعیت پابرجاست و فاصله ی زمانی بین تشکیل حکومت دو قبیله تا آغاز داوری ان از سال۹۳۱ق.م تا ۶۰۹ق.م عبارت است از۳۲۲= ۶۰۹-۹۳۱ و عدد ۳۲۲ به اعداد مهم زیر تجزیه میشوند: ۲x ۷x ۲۳ .بنابراین فاصله ی زمانی ۳۲۲سال برای حکومت یهودا نشانگر این واقعیت روحانی است که قوم یهودا به عنوان نگهبانان کتابمقدس(عدد۲) در نهایت برای کامل شدن برنامه ی خدا(عدد۷)به زیر داوری خداوند(عدد۲۳) میروند.زیرا انها در آزمایش الهی و وفاداری به کتابمقدس شکست خورده بودند.
آرشیو موضوعی:بررسی سالنامه ی کتابمقدسی
این مقاله مکتوب شده از برنامه "جست و جو در کتابمقدس در رادیو فامیلی"می باشد که به بررسی چندین اصول مهمی که ما باید در هنگام مطالعه ی کتابمقدس در نظر داشته باشیم٬پرداخته است.امید وارم باعث برکت شما نیز بشود.
۱)قدرت کتابمقدس:مهمترین نکته ای را که هنگام مطالعه یا خواندن کتابمقدس٬باید در نظر داشته باشیم این است که بدانیم آن کلام کامل و لغزش ناپذیر خداست٬آن بالاترین منبع موثق هر شخص با ایمان است همانطور که در رساله دوم پطرس رسول باب اول آیه 21می آموزیم
"زیرا که نبوت به اراده ی انسان هرگز آورده نشد٬بلکه مردمان بر روح القدوس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند"دوم پطرس1:21
به علاوه انچه ما از صفحات آن می آموزیم٬به خاطر این نیستند که به ما نشان دهند که ما چقدر می دانیم٬و یا تا چه حدی می توانیم خودمان را با آن وفق دهیم و یا چرا می توانیم در مورد آن توضیح دهیم٬بلکه برای آن است که ما از آن فروتنانه اطاعت کنیم٬نتیجه تمامی مطالعات کتابمقدس باید به همیم صورت باشد٬همانطور که انجیل لوقا باب6آیه46می آموزد
"و چون است که مرا خداوندا٬خداوندا می گوید٬و انچه می گویم به عمل نمی اورید"لوقا6:46
بنابراین با تالیف الهی کتابمقدس٬باید بی چون و چرا به آن اعتماد کرد٬و آن را تنها قدرت والا در زندگی فرزندان خدا دانست٬در واقع خدا کتابمقدس را در حدود 1400سال قبل از مسیح نگاشت٬و خداوند عیسی و حواریون مرتبا از کتاب عهد قدیم در کتاب عهد جدید٬نقل کرده اند٬کتاب عهد جدید تقریبا در اواخر قرن اول٬ بعد از میلاد کامل گردید و خدا در تمامی لحظه های وجودش کلام خود را که به زبانهای اصلی بودند از اشتباهات محفوظ نگاه داشت.در رساله دوم تیموتائوس باب3آیات16و17چنین می خوانیم
"تمامی کتب از الهام خداست٬و به جهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است تا مرد خدا کامل و به جهت هر عمل نیکو آراسته بشود" رساله دوم تیموتائوس باب3آیات16و17
در کتاب دوم سموئیل باب 7آیه22 این سخنان باشکوه را می یابیم:
"بنابراین ای یهوه خدا٬تو بزرگ هستی زیرا چنانکه به گوشهای خود شنیده ایم که مثل تو کسی نیست٬و غیر از تو خدایی نیست"دوم سموئیل7:22
و آن چه چیزی است که ما ان را با گوشهای روحانی شنیده ایم؟آن کلام خداست٬او در رساله پولس رسول به رومیان باب10آیه17چنین توضیح می دهد
"لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا"
۲)جمع کردن روحانیها با روحانیها:رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب2آیات12و13مهمترین اصول را در یادگیری کتابمقدس را مقرر می فرماید٬از جمله اینکه ما باید از کل کتابمقدس و تنها از کتابمقدس برای پی بردن به حقیقت استفاده کنیم.
"لیکن ما روح جهان را نیافته ایم٬بلکه آن روح را که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم و انها را نیز بیان می کنیم٬نه به سخنان آموخته شده ای از حکمت انسان بلکه به انچه روح القدوس می آموزد٬و روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم."رساله اول به قرنتیان2آیات12و13
یعنی ما فقط بایستی از کتابمقدس استفاده کنیم٬تا پی ببریم که خدا چگونه از واژه ها٬عبارات و تعالیم مخصوصی که در سرتاسر کتابمقدس آمده استفاده می کند٬این همچنین شامل حال دستور زبان و تعاریفی است که او به کلمات بکار رفته اختصاص می دهد.وقتی ما این کار را می کنیم.باید به خاطر داشته باشیم که کل کتابمقدس با توجه به سه نقطه نظر نگاشته شده است:
۱-صحت زمانی:یعنی ثبت سوابق مردم٬مکانها٬وقایع و مکالمات واقعی
2-آموزش اخلاقیات:تاکید بر احکام اخلاقی که باید از آن اطاعت شود.
3-معنای روحانی:اشاره به بندهای کوچکی از انجیل که دارای مشکلترین درجه ی اثبات می باشند٬زیرا مستلزم مطالعه و دعای فراوان هستند.در کتاب اعمال رسولان17:11همانگونه که پیشتر بیان کردیم خدا اهمیت تفتیش کتب را نشان می دهد
"و اینها از اهل تسالونیکی نجیب تر بودند٬چونکه در کمال رضامندی کلام را پذیرفتند و هر روز کتب را تفتیش می نمودند٬که آیا این همچنین است" اعمال رسولان17:11
و ما نتیجه ی این مطالعه ی سخت کوشانه را در آیه 12می بینیم که می فرماید "پس بسیاری از ایشان ایمان اوردند٬و از زنان شریف یونانیه و از مردان٬جمعی عظیم" اعمال رسولان17:12
۳)خدا حقیقت را مخفی می دارد:در کتاب مزامیر باب78آیات1و2به یکی دیگر از اصول اموختن کتابمقدس پی می بریم و ان این است که خدا حقیقت را مخفی می دارد٬در انجا می خوانیم
"ای قوم من شریعت مرا بشنوید٬گوشهای خود را به سخنان دهانم فرا گیرید٬دهان خود را به مثل باز خواهم کرد٬به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود سخن خواهم گفت"مزامیر78آیات1و2
در واقع همانگونه که بیان شد٬پی بردن به معنای انجیلی یا روحانی یک واژه٬و یا آیه و یا عبارت٬کار آسانی نمی باشد٬و این کار مستلزم دعای فراوان و مطالعه ی سخت کوشانه می باشد همانطور که رساله دوم تیموتائوس باب2آیه15به ما یاداوری می کند
"و سعی کن خود را مقبول خدا سازی٬عاملی که خجل نشود و کلام خدا را به خوبی انجام دهد"دوم تیموتائوس2:15
کتاب امثال سلیمان باب25آیه 2به شیوه ی که خداوند از آن برای تشکیل کتابمقدس بکار گرفت اشاره می کند
"مخفی داشتن امر جلال خداست٬و تفحص نمودن امر جلال پادشاهان است"امثال سلیمان25:2
واژه عبری "دابار"که در این آیه به"امر"ترجمه شده٬به "کلمه" نیز ترجمه شده است٬بنابراین مخفی داشتن کلام او٬جلال خداست و قسمت دیگر آن نشان می دهد که انجام چه چیزی٬باعث جلال پادشاهان و یا مسیحیان می باشد٬تفحص نمودن امر جلال پادشاهان است٬یعنی تفحص نمودن کلام خدا.
انجیل مرقس باب4آیات11و12همچنین این مطلب را آشکار می کند٬که خدا عمدا حقیقت را مخفی می دارد.
"بدیشان گفت به شما دانستن سر ملکوت خدا عطا شده اما به انها که بیرونند همه چیز به مثل ها می شنوند تا نگران شده بنگرند و نبینند و شنوا شده بشنوند تا نفهمند٬مبادا بازگشت کرده و گناهان ایشان آمرزیده شود"مرقس4آیات11و12
۴) تمامی کتب به مواردی از بشارت انجیل اشاره می کنند:همانطور که در درس قبل اشاره کردم٬وقتی ما حقایق معنوی را که خدا آنها را در یک آیه و یا عبارت خاص پنهان نموده٬آشکار می کنیم.پی می بریم که تمام کتب به مواردی از انجیل اشاره می کنند٬خداوند عیسی در انجیل لوقا باب 24آیات27و44 به این مطلب اشاره می کند.
"پس از موسی و سایر انبیاء شروع کرده اخبار خود را در تمام کتب برای ایشان٬شرح فرمود.به ایشان گفت:همین است سخنانی که وقتی با شما بودم٬گفتم ضروری است که انچه را در تورات موسی صحف انبیاء و زبور در مورد من مکتوب است به انجام رسد." لوقا 24آیات27و44
کتاب اعمال رسولان باب8آیات27تا35مثال خوبی در این زمینه می باشد که در آن فلیپس تحت هدایت خدا برای خواجه حبشی شهادت می دهد٬در انجا چنین می خوانیم:
"پس برخاسته٬روانه شد که ناگاه شخصی حبشی که خواجه سرا و مقتدر نزد کندا که ملکه ی حبشه و بر تمام خزانه ی او مختار بود٬به اورشلیم به جهت عبادت امده بود و در مراجعت در عرابه ی خود٬صحیفه ی اشعیای نبی را مطالعه می کند٬آنگاه رو به فلیپس گفت:پیبش برو و با آن عرابه همراه باش٬فلیپس پیش دویده و شنید که اشعیای نبی را مطالعه می کند٬گفت:آیا می فهمی انچه را می خوانی؟گفت:چگونه می توانم مگر اینکه کسی مرا هدایت کند و از فلیپس خواهش نمود که سوار شده٬با او بنشیند و فقره ای از کتاب که می خواند این بود که مثل گوسفندی که به مذبح برند و چون بره ای خاموش نزد پشم برنده ی خود همچنین دهان خود را نمی گشاید در فروتنی او انصاف از او منقطع شد و نسب او را که می تواند تقریر کرد؟زیرا که حیات او از زمین برداشته می شود.پس خواجه سرا به فلیپس ملتفت شده٬گفت:از تو سوال می کنم که نبی این را درباره که می گوید؟درباره خود یا درباره کسی دیگر؟آنگاه فلیپس زبان خود را گشود و از آن نوشته شروع کرده٬وی را به عیسی بشارت داد."اعمال8آیات27تا35
امروزه خیلی ها همچون حکمرانان زمان عیسی نمی دانند که مقصود کتب نشان دادن کار خدای پسر می باشد٬در انجیل یوحنا باب5آیات39و40این سخنان را می اموزیم
"و نمی خواهید نزد من آئید تا حیات یابید٬جلال را از مردم نمی پذیرم"یوحنا5آیات39و40
۵) مطالعه کتابمقدس شرایط را برای شخص مومن چنان مهیا می کند که انجیل را با دیگران شریک گردد:مهمترین وظیفه ی یک مسیحی در زمانی که بر روی زمین زندگی می کند٬این است که یک شاهد و یا ایلچی برای مسیح باشد٬همانطور که در رساله ی دوم پولس رسول به قرنتیان باب5آیه 20می خوانیم:
"پس برای مسیح ایلچی هستیم٬که گویا خدا به زبان ما وضع می کند٬پس به خاطر مسیح استدعا می کنیم٬که با خدا مصالحه کنید."دوم پولس رسول به قرنتیان 5:20
اگر قرار باشد کسی به دیگران شهادت دهد٬باید در مورد کتابمقدس اگاهی داشته باشد٬تا بتواند حقایق کلام خدا را صادقانه ارائه دهد.رساله اول پطرس باب3آیه15می اموزد:
"بلکه خداوند مسیح را در دل خود تقدیس نمائید٬و پیوسته مستعد باشید تا هر که سبب امیدی که دارید از شما بپرسد٬او را جواب دهید٬لیکن با فروتنی و ترس" اول پطرس3:15
کتاب اعمال رسولان باب26آیه22انگیزه ی پولس رسول را در شهادت دیگران نسبت به فیض خدا را به وضوح نشان می دهد:
"اما از خدا اعانت یافته٬تا امروز باقی ماندم و خرد و بزرگ را اعلام می نمایم٬و حرفی نمی گویم جزء آنچه انبیاء و موسی گفتند که می بایست واقع شوند"اعمال26:22
کتاب اعمال رسولان باب4آیه12و13در مورد شهادت پطرس و یوحنا و عکس العمل رهبران مذهبی یهودیان چنین می خوانیم:
"و در هیچ کس غیر از او نجات نیست٬زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان ما باید نجات یابیم٬پس چون دلیری پطرس و یوحنا را دیدند و فهمیدند که مردمی بی علم و عامی هستند تعجب کردند و ایشان را شناختند که از همراهان عیسی بودند"اعمال 4آیه12و13
امیدواریم که ما نیز همانند پطرس و یوحنا٬از طریق مطالعه و اطاعت از کلام متبارک او از همراهان عیسی شویم.
۶) هیچگونه تفسیر شخصی از کتب وجود ندارد:یکی از قواعد مفید مطالعه ی کتابمقدس این است که بدانیم٬که هیچ گونه تفسیر شخصی در مورد تعالیم آن وجود ندارد٬در واقع کتابمقدس چنین چیزی را در رساله دوم پطرس باب اول آیه بیست منع می کند در انجا می خوانیم:
"و این را نخست بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خود نبی نیست"دوم پطرس1:20
به عبارت دیگر ما باید اجازه بدهیم تا خدا کلام خود را بوسیله ی کلام خودش تفسیر نماید زیرا کتابمقدس خود فرهنگ لغت و مفسر خود می باشد.و ما باید روحانیها را با روحانیها و یا کتب را با کتب با یکدیگر جمع نمائیم٬و با توجه به رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب دوم آیه13 بایستی اطمینان حاصل کنیم که نتیجه گیری های ما با چیزهای دیگری که کتابمقدس در مورد یک امر خاص می آموزد موافقت دارد:
" انها را نیز بیان می کنیم٬نه به سخنان آموخته شده ای از حکمت انسان بلکه به انچه روح القدوس می آموزد٬و روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم."رساله اول به قرنتیان2آیات13
ما نیز باید همانند اهالی قدیم بیریه در کتاب اعمال رسولان باب17آیه11 باشیم٬که "در کمال رضامندی٬کلام را پذیرفتند و هر روز کتب را تفتیش می نمودند که ایا این همچنین است"
ما نباید هیچ چیزی را کمتر از آنچیزی که در کتاب ارمیا نبی باب5آیه31آمدده عمل کنیم در انجا میخوانیم:
"انبیاء به دروغ نبوت می کنند و کاهنان به واسطه ی ایشان حکمرانی می نمایند٬و قوم من این حالت را دوست می دارند٬و شما در اخر این چه خواهید کرد؟"ارمیا5:31
رساله دوم پولس به قرنتیان در مورد انگیزه ی واقعی مسیحیان چنین شهادت می دهد:
"زیرا مثل بسیاری نیستیم٬که کلام خدا را مخشوش سازیم٬بلکه از ساده دلی و از جانب خدا در حضور خدا در مسیح سخن می گوئیم"رساله دوم قرنتیان2:17
رساله دوم پطرس رسول باب3آیه16به علاوه می افزاید:
"مردمان بی علم و ناپایدار آنها را مثل سایر کتب تحریف می کنند٬تا به هلاکت خود برسند"دوم پطرس3:16
رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب4آیه 2نیز بر این امر تاکید می کند٬در انجا می خوانیم:
"بلکه خفایای رسوایی را ترک کرده و به مکر رفتار نمی کنیم٬و کلام خدا را مخشوش نمی سازیم بلکه به اظهار راستی٬خود را به ضمیر هر کس٬در حضور خدا مقبول می سازیم"دوم قرنتیان4:2
۷) از کلام انجیل چیزی را کم ننمائید٬و به آن چیزی نیافزائید:در سرتاسر تاریخ شیطان سعی داشته تا کلام خدا٬کتابمقدس را نابود کند حتی در زمانی که کلام دارای جسم یعنی خداوند عیسی قدم بر این جهان گذاشت٬تلاش به نابودی وی نمود٬با این وجود امروزه این حملات شدت بیشتری یافته اند همانطور که در مکاشفه یوحنا رسول باب12آیه 12می خوانیم:
"زیرا که ابلیس به نزد شما فرود شده است با خشم عظیم چون می داند که فرصت کمی دارد"مکاشفه یوحنا12:12
اشتباه نکنید این حمله شریرانه بر علیه کتابمقدس در جریان می باشد٬آن بر علیه اختیارات و بر علیه تالیف شدن و بی لغزش بودن٬و تحت الهام الهی بودن و صداقت و بشارت و بالاخره بر علیه خدای کتابمقدس می باشد.
این تجاوز از نوع فریب می باشد و عاقلانه به نظر می رسد زیرا با نام فضل و کمال وارد می شود٬منظورم صدهها جلد از کتابمقدس هایی می باشد که نویسندگان و هئیت ها ناشرین مقصر به افزودن٬هزاران کلام انسانی و کاستن هزاران کلام الهی از ان می باشند٬خدا در تثنیه باب4آیه 2می فرماید
"بر کلامی که من به شما امر می فرمایم چیزی میفزائید٬و چیزی از آن کم ننمائید تا اوامر یهوه خدای خود را که به شما امر می فرمایم نگاه دارید"تثنیه4:2
یکی دیگر از روش های افزودن کلام به کتابمقدس٬استفاده از کتب٬رویاها و یا غیب گوئی هایی اضافه ی دیگری است که برای تجلیل و یا اصلاح آن چیزی که خدا در کلام خود نگاشته می باشد.
در دو کتاب عهد جدید و قدیم٬در این باره به ما هشدار می دهند به طور مثال در کتاب امثال سلیمان باب30آیات5و6چنین میخوانیم.
"تمامی کلمات خدا مصفی است او به جهت متوکلان خود سپر است٬به سخنان او چیزی میفزا٬مبادا تو را توبیخ نماید و تکذیب شوی"امثال سلیمان30آیات5و6
وقتی خدا نوشتن کلام خود را تکمیل نمود در مکاشفه یوحنای رسول باب22آیات19و18چنین فرمود:
"زیرا هر کس را که کلام نبوت این کتاب را بشنود٬شهادت می دهم که اگر کسی بر انها بیفزاید٬خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود.و هرگاه کسی از کلام این نبوت چیزی کم کند ٬خدا نصیب او را از درخت حیات و شهر مقدس و از چیزهایی که در این کتاب نوشته است٬منقطع خواهد کرد."مکاشفه22آیات18و19
۸) اگر چیزی را نمی دانید٬گمان نکنید و چنین وانمود نکنید که آن را می دانید:مطالعه کتاب مقدس عملی فروتنانه می باشد٬زیرا در آن پی می بریم که سزاوار هیچ چیز از سوی خدا بجز لعنت ابدی جهنم نمی باشیم.به علاوه انجیل یوحنا باب3آیه27میفرماید:
"یحیی در جواب گفت:هیچ کس چیزی نمی تواند یافت مگر انکه از آسمان بدو داده شود"انجیل یوحنا3:27
این امر در مورد تمام نعمت های مادی و معنوی صادق می باشد٬رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب2آیات12و13به ما یادآوری می کند که "لیکن ما روح جهان را نیافته ایم٬بلکه آن روح را که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم و انها را نیز بیان می کنیم٬نه به سخنان آموخته شده ای از حکمت انسان بلکه به انچه روح القدوس می آموزد٬و روحانیها را با روحانیها جمع می نمائیم."رساله اول به قرنتیان2آیات12و13
به ترتیب کلمات در این ایه دقت کنید٬"نیافته ایم"٬"بدانیم"٬"بیان می کنیم"٬اگر چیزی را نمی دانید به آن اعتراف کنید و سپس سعی کنید که جواب آن را بیابید٬همانطور که رساله اول پطرس رسول3:15به ما نصیحت می کند:
"بلکه خداوند مسیح را در دل خود تقدیس نمائید٬و پیوسته مستعد باشید تا هر که سبب امیدی که دارید از شما بپرسد٬او را جواب دهید٬لیکن با فروتنی و ترس" اول پطرس3:15
در پیدایش باب32آیه ده همچنین می فرماید:
"کمتر هستم از جمیع لطف ها و از همه وفائی که با بنده ی خود کرده ای٬زیرا که با چوب دست خود از این اردن عبور کرده ام و الان مالک دو گروه شده ام."
دستیابی به معرفت کتابمقدس آنی نمی باشد٬ولی ما در کتاب اشعیا نبی باب 28 آیات9و10می اموزیم که خدا چگونه به لطف خویش حقایق را آشکار می سازد
"کدام را معرفت خواهد اموخت و اخبار را به که خواهد فهمانید؟آیا نه انانی را که از شیر بازداشته و از پستانها گرفته شده اند؟زیرا که حکم بر حکم و حکم بر حکم٬قانون بر قانون و قانون بر قانون٬اینجا اندکی و آنجا اندکی خواهد بود"اشعیا 28آیات9و10
۹) با شور و شوق دعا کنید تا خدا ادراک شما را نسبت به کتابمقدس بگشاید:دعا کردن نقش خیلی بزرگی در مطالعه انجیل دارد٬انجیل متی باب16آیه17می فرماید:
"عیسی در جواب وی گفت:خوشابحال تو ای شمعون زیرا جسم و خون٬این را بر تو کشف نکرده بلکه پدر من که در آسمان است"
با توجه به این آیه باید هر یک از ما صمیمانه دعا کنیم تا خدا چشمان روحانی ما را روبه حقیقت کلام خود باز نماید٬همانطور که کتاب مزامیر باب109آیه18میفرماید:
"چشمان مرا بگشای٬تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم."مزامیر109:18
واژه عبری "عجیب" از کلمه ای گرفته شده است که در کتاب اشعیا نبی باب9آیه6 نیز به شکل"عجیب" ترجمه شده است٬در انجا می خوانیم:
"زیرا که برای ما فرزندی زائیده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد."اشعیا9:6
کتاب مزامیر باب109آیه 18 در خواستی از خدا برای باز کردن چشمان روحانی ماست تا بتوانیم ببینیم که چه کسی عجیب است و قادر به دیدن مهمترین مقطع مطالعه کتابمقدس باشیم که همان بشارت و یا معنای روحانی ان می باشد٬در انجا می خوانیم:
"چشمان مرا بگشای٬تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم."مزامیر109:18
۱۰) فقط خدا حقیقت را آشکار می سازد٬و ما باید مطیع آن باشیم:این شگفت انگیز است که خدا حقیقت را از طریق کلامش برای کسانی که با تولدی جدید فرزند او شده اند٬آشکار می سازد.انجیل لوقا باب10آیه 21چنین می فرماید:
"در همان ساعت عیسی در روح وجد نموده گفت:ای پدر مالک آسمان و زمین تو را سپاس می کنم که این امور را از دانایان و خردمندان مخفی داشتی و بر کودکان مکشوف ساختی٬بلی ای پدر چونکه همچنین منظور نظر تو افتاد"
کتاب اشعیا نبی نیز در باب54 آیه 13چنین می فرماید:
"و جمیع پسرانت٬از خداوند تعلیم خواهند یافت و پسرانت را سلامتی عظیم خواهد بود"
با این وجود خدا همچنین می فرماید باید از حقیقتی که او به تنهائی٬آن را آشکار می سازد اطاعت شود٬در انجیل لوقا باب6آیه 46می خوانیم:
"و چون است که مرا خداوندا٬خداوندا می گوئید٬و آنچه می گویم به عمل نمی آورید"
مثال خیلی مهم دیگری را نیز درباره ضرورت اطاعت در کتاب اول سموئیل نبی باب15آیات19الی23می یابیم٬که خدا در ان شائول اولین پادشاه اسرائیل را که مردی نجات نیافته بود از طریق سموئیل نبی بخاطر گناه نافرمانی٬مورد سرزنش قرار می دهد٬در انجا چنین می خوانیم:
"پس چرا قول خداوند را نشنیدی٬بلکه بر غنیمت هجوم آورده٬آنچه را که در نظر خداوند بد است عمل نمودی؟شائول به سموئیل گفت:قول خداوند را استماع نمودم و به راهی که خداوند مرا فرستاد٬رفتم و اجاج٬پادشاه عمالقه را آوردم و عمالقه را بالکل هلاک ساختم.ولی قوم از غنیمت٬گوسفندان و گاوان٬یعنی بهترین هر انچه حرام شده بود٬گرفتند تا برای یهوه خدایت در جلجال قربانی بگذرانند.سموئیل گفت:آیا خداوند به قربانی های سوختنی و ذبایح خشنود است٬یا به اطاعت فرمان خداوند؟اینک اطاعت از قربانی ها و گوش گرفتن از پیه قوچها نیکو تر است٬زیرا که تمرد مثل گناه جادوگری است و گردن کشی مثل بت پرستی و ترافیم است.چونکه کلام خداوند را ترک کردی او نیز تو را از سلطنت رد نمود"
یک مومن واقعی شدیدا مشتاق انجام خواست خدا بوده و می داند که طبق رساله پولس رسول فلیپیان باب2آیه
13"خدا بر حسب رضامندی خود هم اراده و هم فعل را به عمل ایجاد می کند"
۱۱) اطمینان حاصل کنید که نتیجه گیری های شما مخالف تعالیم دیگر کتابمقدس نباشد:در رساله دوم تیموتائوس باب2آیه15 این تذکر را میخوانیم
"و سعی کن خود را مقبول خدا سازی٬عاملی که خجل نشود و کلام خدا را به خوبی انجام دهد"
ما این را می دانیم که باید روحانیها را با روحانیها جمع نموده٬و از مثالی که در کتاب اعمال رسولان باب17 آیه 11درباره ی اهالی بیریه آمده پیروی کنیم٬در انجا میخوانیم:
"و اینها از اهل تسالونیکی نجیب تر بودند٬چونکه در کمال رضامندی کلام را پذیرفتند و هر روز کتب را تفتیش می نمودند٬که آیا این همچنین است" اعمال رسولان17:11
وازه یونانی"ارتوتومئو"در رساله دوم تیموتائوس باب 2آیه15 از دو قسمت تشکیل یافته و به فعل"به خوبی انجام دادن"ترجمه شده٬قسمت اول آن"ارتو وئوس"می باشد٬و در کلمات انگلیسی نیز کلمات زیادی وجود دارد که داری این پیشوند هستند٬برای مثال یک "ارتودنتیست"کسی است که دندان های کج را صاف می کند٬واژه دیگر یونانی"توموتروس"در رساله به عبرانیان باب4آیه 12به شکل "برنده تر" به کار رفته است که از فعل"بریدن"برگرفته شده است٬در انجا میخوانیم
"زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برنده تر است از هر شمشیر دو دم و فرو رونده تا جدا کند نفس و روح و مفاصل و مغز را و ممیز افکار و نیت های قلب است"
به عبارتی دیگر به مسیحیان شمشیر دو دم روح که همان کتابمقدس می باشد به امانت سپرده شده است٬آن برنده ترین اسلحه روی زمین می باشد زیرا یکی از لبه های آن نیروی تحمیل قضاوت ابدی را دارد و لبه ی دیگر آن قوت برخیزانیدن یک روح مرده را بسوی زندگی جاودانی دارد.
بنابراین ما باید مراقبت و حرمت تمام را نسبت به این شمشیر به عمل آوریم٬و سعی کنیم همانطور که در رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب2آیه13میخوانیم٬با جمع کردن روحانیها با روحانیها٬بتوانیم با آن شمشیر صاف بریده و کتابمقدس را صادقانه تفسیر کنیم.
اجازه دهید در اینجا این مطلب را بیافزایم٬که اگر چیزی را نمی فهمید نباید زیاد هم نگران شوید٬این در مورد همه مومنان از درجات مختلف دیده می شود فقط به خواندن و مطالعه خود ادامه دهید٬زیرا ممکن است به ایه دیگری برخورد کنید که به شما در فهمیدن آن آیه قبلی کمک کند.
۱۲) برخی از چیزها تا موقع رسیدن ما به بهشت غیرقابل درک باقی خواهد ماند:این درست است که برخی از حقایق خارج از درک حوزه عقل کوچک ما می باشند٬چه کسی قادر به درک "الوهیت سه گانگی" و یا "محبت خدا" و یا "مفهوم جاودانگی" است!؟ ما این حقایق را پذیرفته و درستی و صداقت انها را در کتابمقدس که کلام زنده خداست تصریح می کنیم.با این وجود٬ما این را می دانیم که هیچ هستیم و خدا همه چیز است
کتاب ایوب باب 37آیه5چنین اعلام میفرماید:
"خدا از آواز خود رعدهای عجیب می دهد٬اعمال عظیمی که ما انها را ادراک نمی کنیم٬به عمل می آورد"
و رساله پولس رسول به رومیان 11آیه33 اعلان مشابه ای می نماید در انجا میخوانیم:
"زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا؟چقدر بعید از غوررسی است٬احکام او و فوق از کاوش است طریق های وی!"